با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید

وقتی تعداد کاندیداها از تعداد رای دهنده ها بالا میزنه!

با توجه به اینکه یازدهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری رو ماه اینده پیش رو داریم، تصمیم گرفتم این پست رو به “انتخابات” اختصاص بدم. برای اینکه یه وقت حرفی حدیثی چیزی پیش نیاد از بکار بردن اسامی کاندیداها این دوره خودداری کردم و به جاش از نمونه های خارجی مایه گذاشتم!

۱- اول اینکه به خود انتخابات، election گفته میشه.

Example:

The eleventh presidential election in Iran will be held on June 14, 2013

“یازدهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری ایران در ۱۴ ژوئن ۲۰۱۳ برگزار خواهد شد”

.

۲- واژه ی مهم بعدی poll ـه. این واژه معانی مختلفی داره:

         -  به عمل شمارش آرا poll گفته میشه.

         - به عمل رفتن پای صندوق و رای دادن poll گفته میشه.

         - به خود ارایی که در صندوق ریخته میشه، poll میگن.

         - به عمل نظرسنجی poll گفته میشه.

         - Poll به عنوان فعل یعنی آرایی رو کسب کردن

نکته: همچنین واژه ی vote به معنی “رای” و “رای دادن” ـه.

Example 1:

The final result of the poll will be known tomorrow

” نتیجه ی نهایی شمارش آرا فردا مشخص خواهد شد”

.

Example 2:

The polls open at 7 a.m.

“رای گیری از ساعت هفت شروع خواهد شد”

نکته: به محل اخذ رای، the polls میگن.

.

Example 3:

Millions of Iranians went to the polls to select their next president

“میلیونها ایرانی برای انتخاب رئیس جمهور بعدی به پای صندوق های رای رفتند”

.

Example 4:

He gained 20% of the poll

“وی ۲۰ درصد آرا را تصاحب کرد”

.

Example 5:

The polls are saying Obama is the heavy favorite

“نظرسنجی ها نشان میدهند که اوباما از شانس بالایی برای پیروزی برخوردار است”

نکته: می دونید که favorite به عنوان صفت به معنی “محبوب”، “مورد علاقه” است. اما این واژه به عنوان اسم به کسی، تیمی، گروهی… اطلاق میشه که از شانس بالایی برای برنده شدن برخورداره.

.

۳- به هر دوره ی ۴ ساله ی ریاست جمهوری، term گفته میشه.

A: who do you think will win the election in the US?

B: I dunno. It’s going to come down to the televised debates, considering I think Obama will get another term  

این مثال کلی نکته ی مهم داره:

نکته ۱: televise یعنی بازی، مراسمی … رو از طریق تلویزیون پوشش دادن.

نکته ۲: debate به عنوان اسم یعنی “مناظره” و به عنوان فعل هم یعنی “مناظره کردن”. Televised debates هم یعنی “مناظرات تلویزیونی”

Example:

The candidates will debate on television

“کاندیداها در تلویزیون با یکدیگر مناظره خواهند کرد”

نکته ۳: it will/going to come down to … یه اصطلاح بسیار جالب و کاربردیه. برای اینکه با معنی دقیق این اصطلاح اشنا بشین یه مثال زیبا تو فارسی میزنم. مشابه چنین اصطلاحی رو شما شنیدین: تیم مهرام با تساوی مقابل پتروشیمی، مشخص شدن قهرمان رو به فینال بازیها کشاند. به عبارتی تیم مهرام می تونست قبل از فینال قهرمان بشه ولی با این تساوی باید منتظر نتیجه ی فینال بود تا قهرمان مشخص بشه. به عبارتی همه چیز بستگی به بازی فینال داره. اصطلاح come down هم دقیقا یه همچنین حسی رو بهم میده یعنی کشاندن نتیجه ی چیزی به فلان روز، فلان اتفاق و …

جمله ی بالا میگه نتیجه نهایی به مناظره های تلوزیونی کشیده خواهد شد یا به عبارتی همه چیز به مناظره های انتخاباتی بستگی داره.

نکته ۴: considering در محاوره می تونه به معنی “در مجموع” ، “روی هم رفته” باشه.

نکته ۵: Get/win another term یعنی برای یک دوره انتخاب شدن، برنده ی یک دوره ۴ ساله ی دیگر شدن

A: فکر می کنی کی برنده ی انتخابات امریکا بشه؟

B: نمیدونم. همه چیز رو مناظره های انتخاباتی تعیین خواهد کرد. اما در مجموع فکر می کنم اوباما دور بعد رو هم میبره

.

۴- به دور دوم انتخابات runoff گفته میشه.

If no presidential candidate polls 50% of the vote on the first round, a runoff will be held on June 21

“اگر در دور اول هیچ یک از نامزدهای ریاست جمهوری ۵۰ درصد آرا را کسب نکنند، دور دوم در ۲۱ ژوئن برگزار خواهد شد”

.

۵- معمولا تو این انتخابات وقتی کاندیدای اصلح و مناسبی وجود نداشته باشه از اصطلاح “انتخاب بین بد و بدتر” استفاده می کنن. چنین چیزی در انگلیسی هم بسیار رایجه. در این مواقع از اصطلاح lesser of two evils استفاده میشه.

 Example:

I would pick Obama as a lesser of two evils

جمله ی بالا میگه من به اوباما رای میدم و در واقع این انتخابم انتخابی بین بد و بدتره. (برای مثال اوباما بده و رامنی بدتر)

.

۶- موقع صحبت در مورد تعداد رای دهندگان در انتخابات یا به عبارتی میزان حضور افراد در پای صندوق های رای از واژه ی turnout استفاده میشه. High turnout یعنی حضور پر رنگ/پرشور و poor/low turnout هم یعنی حضور کم رنگ شرکت کنندگان

Turnout میزان حضور و مشارکت

Voter turnout میزان حضور و مشارکت رای دهندگان

Example:

This election had the highest voter turnout since the 1979 Islamic Revolution

“این انتخابات بیشترین میزان مشارکت رای دهندگان رو از زمان انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) تا به الان داشت”

.

۷- در پایان متن خبری در همین رابطه رو از سرویس خبری پرس تی وی براتون ترجمه و اماده کردم.

.Title: High turnout of the Iranian people in the forthcoming presidential election will alter all global equation

“حضور پرشور مردم ایران در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری، تمام معادلات جهانی را برهم خواهد زد”

.

.

Addressing a meeting with governor-generals of Iranian provinces in Tehran on Monday, President Ahmadinejad added that big events are going to happen which will be in line with the ideals and goals of the Islamic establishment.

برگزاری مراسمی با حضور دولتمردان ایرانی در روز دوشنبه در تهران، رئیس جمهور احمدی نژاد افزود اتفاقات بزرگی همسو با ارمان ها و اهداف اسلامی رخ خواهند داد.

نکته ۱:  to address a meeting یعنی سخنرانی در مراسمی با حضور جمع کثیری از افراد

نکته ۲: in line with sth یعنی مطابق، همسو، همجهت با چیزی

.

.

Noting that election is the right of the Iranian nation, President Ahmadinejad added that the nation will make its choice and nobody has the right to strip the nation of this right.

The Islamic Republic’s eleventh presidential election will be held in June and presidential hopefuls will register from May 7 to May 11.

نظر به این نکته که انتخابات حق ملت ایران است، احمدی نژاد این را اضافه کرد که ملت انتخاب خود را خواهند کرد و هیچ کس نمی تواند این حق را زا ملت بگیرد.

یازدهمین دوره ی انتخابات ریاست جهوری ایران در ماه ژوئن برگزار خواهد شد و داوطلبین از تاریخ ۷ می تا ۱۱ می ثبت نام خواهند کرد.

نکته ۱: Noting that: با توجه به اینکه، نظر به این نکته که

نکته ۲: strip sb of sth یعنی کسی رو از چیزی (داشتن چیزی) محروم کردن

 .

.

On January 8, the Leader of the Islamic Revolution Ayatollah Seyyed Ali Khamenei said Iran’s enemies may try to prevent a high turnout in the upcoming presidential election in Iran by causing political, economic and security distractions.

The Leader added that one of the schemes of Iran’s enemies is to prevent a mass turnout in the election by distracting people by creating a political, economic or security incident.

در هشتم ژانویه، رهبر انقلاب اسلامی ایت الله سید علی خامنه ای اظهار کرد، دشمنان ایران می کوشند تا با ایجاد اختلالات سیاسی، اقتصادی و امنیتی مانع از حضور پرشور مردم در انتخابات پیش روی ایران شوند.

رهبر ایران همچنین افزود ، یکی از نقشه های دشمنان ایران این است که با مانع تراشی های سیاسی ، اقتصادی و امنیتی از حضور انبوه مردم در صحنه ی انتخابات جلوگیری کنند.

 .

.

The Iranian chief executive further stated that domestic and foreign enemies and ill-wishers have been mobilized to bring the Iranian nation to its knees.

They are exerting pressure on the Iranian nation under the pretext of defending people’s rights, but they only seek to harm the people, Ahmadinejad pointed out.

He expressed confidence that the path of the Islamic Revolution’s ideals would be continued “with more strength.”

رئیس قوه ی مجریه ایران در ادامه اضهار کرد که دشمنان داخی و خارجی و بدخواهان، خود را برای به زانو در اوردن ملت ایران تجهیز کرده اند.

احمدی نژاد یاداوری شد، انها به بهانه ی دفاع از حقوق مردم، ملت ایران را تحت فشار قرار میدهند اما انها تنها به دنبال آسیب زدن به مردم هستند.

وی اظهار امیدواری کرد که راه انقلاب اسلامی با قدرت بیشتری ادامه خواهد یافت.

نکته: point sth out to sb یعنی چیزی رو به کسی یاداور شدن

.

.

.

۱-

315407_525718337485354_180600656_n

ایا میدانید!!

ایرانیان نخستین مخترع صف گرد در جهان بودند؟

.

۲-

523535_340068039416584_69235663_n

مادر: بیا زرشک پلوت رو بخور
بچه: گفتم که…من از اون غذاها نمی خورم. همه شون زرشکی شدن
مادر: اینقدر از نعمت های خدا ایراد نگیر دخترم. گناه داره ها!
بچه: نخیرم! گناه خودت داری که نعمت های خدا رو زرشکی کردی

.

۳-

زنه میره نجاری میگه آقا میخوام یه کمد برام بسازی یارو کمدو میسازه. زنه دو روز بعد میاد میگه : اتوبوس که رد میشه کمده میلرزه!
نجاره میگه : چرا مزخرف میگی اتوبوس چه صیغه ایه ؟؟؟!
خلاصه میاد پیچ میچاشو محکمتر میکنه و میره دوباره فرداش زنه میاد میگه : اتوبوس رد میشه کمد میلرزه …
اینم میگه : بابا دهن ما رو سرویس کردی اصن من میرم تو کمد میشینم اتوبوس رد شه ببینیم جریان چیه …
میشینه تو کمد یه دفه شوهر زنه میاد خونه در کمدو باز میکنه میگه : عه بی ناموس تو اینجا چی کار میکنی ؟؟؟
نجاره میگه : بهت بگم منتظر اتوبوسم باورت می شه؟؟؟!!

 .

۴- در اخر مجدد یاداور میشم فن پیج ما رو به ادرس www.facebook.com/lbdictionary لایک کنید تا هیچ مطلبی رو از دست ندین. بسیاری از مطالب جالب و غیر قابل انتشار در سایت، بروی پیج قرارمیگیرن.

جغرافیایت را قورت بده!

این پنجمین درس از سری جدید مطالبمه که براتون اماده کردم. ایده ی این پست ۴ واژه ی down، up، out و in هست که به نظرم جالب اومد که یه سری نکته هایی رو در این مورد بدونید.

قبل از شروع این درس اینو بگم که تو انتهای این پست لینک دانلود یه کلیپ ۱۱ دقیقه از نحوه ی تلفظ th در انگلیسی رو گذاشتم. این کلیپ به ساده ترین شکل ممکن نحوه ی تلفظ th رو در سه حالت مختلف، یعنی وقتی در ابتدا، در میانه یا در انتهای یک واژه قرار میگیره، به شما اموزش میده. به هیچ وجه از دست ندینش. حجمش همش ۲۹ مگابایته.

موضوع بعدی انتشار کتابم هست که پیگیر اون هستید. باید بگم که تاخیر در چاپ این کتاب مشکل ناشر داره نه تالیف وگرنه تالیفش اواخر بهمن ماه سال گذشته به پایان رسیده بود و من حتی کار جلد دوم کتاب رو با ایده ای جدیدتر و متفاوت تر کلید زدم.

در اخر، روز مادر و یا به تعبیر گولوماه مان رو به همه ی زنانی که مادر بودن رو تجربه کردن تبریک میگم. امروز رئیس جمهور احمدی نژاد تو سفرش به گیلان یه جمله ی بسیار جالبی در رابطه با روز زن گفت که براتون نقل قول می کنم:

” من دیروز در جلسه‌ای مطلبی را عرض کردم که اگرچه ظاهرش شوخی بود، ولی آن را جدی گفتم. من گفتم روز زن را در واقع باید به مردها تبریک گفت؛ چرا که خدای متعادل چنین موجود لطیف، انسانی و متعالی را آفریده تا مادر، همسر، خواهر و دختر مردان باشند. زن موجب آرامش،‌کانون مهرورزی و تربیت،‌کمال انسان‌ها و نقطه اتکای مردان‌ است”

.

.

in، out، up، down رو همراه با فعلها به عنوان phrasal verb میشناسین. این واژه ها وقتی کنار یک فعل قرار میگیرن معنی و مفهوم اونو به کل عوض می کنن. راستش من تصمیم دارم به این واژه ها همراه با فعل ها از یه دید دیگه ای نگاه کنم. یه جورایی می خوایم به جهت شناسی بپردازیم. تا انتها همراه باشید.

می خواهید از واژه ی move به معنی اثاث کشی استفاده کنید: move out ، move in ، move down ، move up

هر چهار تا اشاره دارن به اثاث کشی اما کی استفاده میشن.

حالت اول: در مورد خونواده ای صحبت می کنید که اثاث کشی کردن و از اینجا رفتن. پس میگید move out

حالت دوم: در مورد خونواده ای صحبت می کنید که اثاث کشی کردن و اومدن اینجا پس میگید move in

اما !move down/up  این دو واژه ی up و down می تونن اشاره داشته باشن به شمال و جنوب یک کشور. برای مثال وقتی کسی میگه I moved up یعنی اثاث کشی کرده به یکی از ایالت های شمالی.

حالا حدس بزنید این عبارت چه معنی میده: we moved out here from CA

شاید بگید move out که یعنی اثاث کشی کردن و رفتن و here هم که یعنی اینجا پس این جمله نمی تونه درست باشه(!) مگر اینکه از there به جای here استفاده بشه. پس این نکته رو هم اضافه کنید که out می تونه به خارج اشاره داشته باشه: ۱- خارج از ایالت ۲- خارج از کشور

برای مثال وقتی شما جدیدا به شهر نیویورک اثاث کشی کردین و قبلا در ایالت کالیفرنیا زندگی می کردین می تونید بگید we moved out here from CA

We move اثاث کشی کردیم out از خارج (خارج از این ایالت) here به اینجا(نیویورک) from CA از کالیفرنیا

به همین راحتی!

این بار به یه مثال دیگه دقت کنید:

We went on a trip down to Miami

خب میامی تو فلوریدائه و فلوریدا هم تو جنوب شرق امریکا. پس عبارت بالا میشه ما یه سفر به جنوب به میامی رفتیم. We travelled down to Miami

.

:Example

We’ve got some friends out here from Italy

دیگه عبارت بالا خوراکتونه!

فقط در اخر باز یه یاد اوری بکنم. می خواهید پسر عموتونو که تازه به محله ی شما اثاث کشی کردن، به هم محله ای هاتون معرفی کنید. پس میگید they just moved in

حالا یه نگا به مثال زیر بندازین. فرض کنید یکی از همساده ها! نزدیکتون میشه و میگه:

?Neighbor: You new here

!You: kinda! I just moved in back with my parents

خب عمدا این مثالو نوشتم اذیت بشین! اینجا move in معنیه دیگه ای داره. move in می تونه به معنی “با کسی به صورت مشترک تو یه خونه زندگی کردن” باشه.

Move in back یعنی شما قبلا به صورت مشترک تو یه خونه ای با کسی زندگی میکردین، بعد از مدتی جدا شدین و رفتین (مثلا خودتون یه خونه جدید گرفتید) ولی باز بعد از یه مدت دیگه ای دوباره برگشتین و صورت مشترک با اون شخص زندگی می کنید.

همسایه: شما تازه اینجا اومدین؟

شما: بگی نگی! من برگشتم و دوباره با خونواده ام زندگی می کنم.

(مثلا فرض کنید دختری که تو خونه ی پدرش زندگی میکرد ازدواج می کنه و میره. اما بعد کارشون به طلاق میکشه و دوباره برمیگرده و تو خونه پدرش زندگی می کنه یعنی move in back)

تموم شد! موضوع نه چندان پیچیده اما جالبی بود. اگه لازمه یه بار دیگه از اول این پست رو مرور کنید.

همگی موفق باشید

.

.

۱- برای دانلود کلیپ تصویری اموزش تلفظ th اینجا کلیک کنید. (توجه: فرمت فایل flv ـه. اگه کدک های مربوطه رو برای km player نصب کرده باشین و یا از قبل در خود نرم افزار وجود داشته باشه، مشکلی تو پخشش براتون پیش نمیاد. این کلیپ توسط پلیر خود ویندوز (مدیا پلیر) قابل مشاهده نیست.)

.

21168_154363431402009_907703322_n

۲- آقو ما دیروز تو یه قبرستونی بودیم دیدم یه مراسم ختم واس یه بابایی گرفتن گفتیم مام شرکت کنیم ثواب داره… کاکو

همه نشسته بودیم ناراحت، یی هو خونواده زن دوم مرحوم پیداشون شد!

آقو دوتا خونواده افتادن رو سر مو …مام نفهمیدم چیتو شد. اونقدر مشت و لگد خورد تو پوزمون فکمون از ۳۶جا شیکست!

آخرشم از روی ناراحتی اشتباهی ما رو جای اون مرحوم دفن کردن! ها ها ها…

رفتیم اون دنیا موقع سوال جواب کردن هل شدیم

همو اول سر نام و نام خانوادگی گند زدیم ما رو فرستادن شوفاژخونه جهنم!

اوجا فقط مو بودیم و هیتلر!…تا ما رو دید گفت همساده یه دیقه این نامه اعمال منو نگه دار بند کفشمو ببندم…

دقیقا همو موقع دو تا فرشته اومدن واس بررسی نامه اعمال!

هیچی دیگه جنگ جهانی افتاد گردن مو هیتلرم بهشتی شد!

ها ها ها…

.

۳- ?지금 나 어때  »»»  من الان چجوریم؟!

.

۴- لطفا فن پیج ما رو به ادرس www.facebook.com/lbdictionary لایک کنید تا هیچ مطلبی رو از دست ندین. بسیاری از مطالب جالب و غیر قابل انتشار در سایت، بروی پیج قرار داده میشن.

 .

۵- حتما اطلاع دارید که به خاطر انتخابات، امتحانات پایان ترم با یه ماه تعجیل شروع میشن! همین باعث شده که برنامه هام بهم بریزه. پس تا قَبله انتخابات زیاد منتظر سوپرایز نباشین!

با هنرنمایی الکس ماهون در نقش پلیس و مایکل اسکوفیلد در نقش فراری!

249168_10152808429855114_1501852374_n

.

۱- تو فارسی وقتی حوصله ی تعریف کردن قضیه یا اتفاقی که افتاده رو نداشته باشیم میگیم: “بیخیال، قضیه اش مفصله”

زیاد گفته شده که چنین مواقعی در انگلیسی از عبارت it’s a long story استفاده کنید، اما اگه در فیلم ها دقت کرده باشید این عبارت خیلی کم شنیده میشه و به جاش عبارت it’s complicated رو زیاد بکار میبرن. از نظر لغوی یعنی قضیه اش/داستانش پیچیده اس اما درواقع با همون عبارت فارسی “قضیه اش مفصله” مترادفه. از عبارت it’s complicated وقتی استفاده میشه که کسی درباره ی جریانی سوالی می پرسه و شما حوصله ی توضیح دادنش رو ندارین یا خیلی مفصله و حوصله بره.

:Example

It’s pretty complicated and I don’t want to bore you

“قضیه اش مفصله، نمی خوام سرت رو درد بیارم”

.

۲- نمیدونم این واژه ی “هنگ کردن” در مورد کامپیوتر از کجا اومده و شاید بعضیا فکر کنن کلمه ی”هنگ” از انگلیسی وارد فارسی شده! مثلا واژه ی hang !

hang هرگز معنی “هنگ کردن/قفل شدن” رو نمیده. در انگلیسی میتونید از واژه ی معروف crash استفاده کنید. این کلمه در مورد اتوموبیل معنی “تصادف کردن” در مورد هواپیما معنی “سقوط کردن” و در مورد کامپیوتر معنی “هنگ کردن” رو میده. اما در محاوره استفاده از کلمه ی freeze رایج تره. Crash واژه ایه که برای مثال تو برنامه های اموزشی در مورد کامپیوتر استفاده میشه اما در مکالمات روزمره مردم ترجیح میدن از واژه ی freeze استفاده کنن. freeze در حالت کلی معنی توقف/نگه داشتن رو میده. خودتونو یه پلیس فرض کنید که تو اگاهی در حال بازبینی فیلم یه سرقت که از طریق دوربین های مداربسته گرفته شده، هستید. اون لحظه ای که دزدا از جلوی دورببین رد میشن سریع به کسی که مسئول پخش فیلمه میگین freeze! یعنی دکمه توقف/pause رو بزن یا به عبارتی تو اون صحنه که دزدا دارن از جلوی دوربین رد میشن فیلمو نیگر دار!

یا مثلا باز تصور کنید که شما پلیس هستید! (ترجیا الکس ماهون!) و در حال تعقیب و گریز مایکل اسکوفیلد! وقتی مایکل اسکوفیلد تو تیررستون قرار میگیره داد میزنید freeze! Or I’ll blow your brains out “ایست! وگرنه مغزتو میپاچم کف اسفالت!”

خب تا اینجا بهتر فهمیدیم که freeze معنی ایستادن/توقف کردن رو میده. حالا می خواهید از همین واژه در مورد کامپیوتر هم استفاده کنید:

:Example

 Something’s wrong with my pc. It keeps freezing

“فکر کنم کامپیوترم یه مشکلی پیدا کرده. مدام هنگ می کنه”

بعد اینکه ما یه اصطلاح act up هم داریم که به همین موضوع هنگ کردن اشاره داره. برای مثال شما کامپیوترتون هی شل کن سف کن در میاره! میگین: “این کامپیوتر لعنتی بازم بازیش گرفته” یا به انگلیسی میگین this f***ing computer acts up again

اصطلاح act up مثل همتای فارسی خودش! بار طنز داره.

.

۳- این بار جاتونو با مایکل اسکوفیلد عوض کنید! فرض کنید دارید با الکس ماهون که در به در دنبالتونه، تلفنی صحبت می کنید. برمیگرید به الکس میگید: you’ll never take me alive یعنی الکس پشت گوشتو دیدی منم دیدی!

You’ll never take me alive یعنی you’ll never capture me یا you’ll never catch me یعنی عمرا اگه دستت به من برسه، عمرا اگه بتونی منو بگیری، عمرا اگه بتونی دستگیرم کنی و …

دقت کنید که افراد وقتی از این عبارت استفاده می کنن که دارن از دست قانون فرار می کنن. برای مثال دارید need for speed نسخه most wanted 1 رو بازی می کنید! تو شهر که دارید مسابقات غیر قانونی اتوموبیل رانی برگزار می کنید یهو تو یکی از مسیرها به تور پلیسا می خورید. با چنتا حرکت حرفه ای از دست پلیسا در میرید و میگید !you’ll never take me alive

.

4- تو مکالمات محاوره ای روزمره وقتی می خواهید بگید غذایی خوشمزه اس نگید it’s delicious ، بگید it’s tasty !

در محاوره به ندرت واژه delicious که بیشتر یه واژه ی مودبانه و رسمیه، شنیده میشه. بجاش بهتره از واژه ی خودمونی تره tasty استفاده کنید. واژه ی delicious رو ممکنه تو برنامه های اشپزی بشنوید یا مثلا ممکنه تو رستوران گارسون بگه: I suggest our delicious chicken cheese enchiladas

155632_10151523438178711_1153970371_n

!Make way for the king

این هم از اولین پست من تو سال جدید! سالی که براتون کلی سوپرایز دارم! و کلی طرح و برنامه براش ریختم. تو این پست علاوه بر ۴ نکته ی مهم و جالبی، یه فایل صوتی از یکی از اپیزودهای سریال friends رو همراه متن دیالوگ ها براتون اماده کردم. این فایل صوتی حدود ۴۰ دقیقه اس (یعنی یه قسمت کامل) و با حجم تنها ۹ مگابایت! بیشتر می خواستم نشون بدم انگلیسی واقعی با اون چیزی شما در اموزشگاه یا … یاد میگیرید تا چه حد فرق داره. به مکالمه ها که با سرعت بالایی رد و بدل میشن اگه خوب گوش کنید می بینید که بیشتر واژه هایی که خیلی رایج هستن مثل are,to,the خفیف تلفظ میشن به طوری که تقریبا شنیده نمیشن. یا مثلا در واژه ی رایج gonna گاهی فقط onna یا nna اون شنیده میشه. البته از این فایل صوتی میشه صدها نکته ی لیسنینگ بیرون کشید من فقط برای نمونه اینها رو گفتم.

اما موضوع مهم بعدی “زبان کره ایه” که قولش رو تو پست های قبل داده بودم. من گفتم که این اموزش زبان کره رو من بعد از تموم شدن کار کتابم، به صورت درس به درس در سایت رایگان قرار میدم. مطمئنم اشنایی و یادگیری زبان کره با ساختاری کاملا متفاوت با بقیه ی زبانها، تجربه ی جالب و به یاد موندنی براتون خواهد بود. الان سایت ها و بیشتر وبلاگ های زیادی هستن که به اموزش زبان کره ای می پردازن. ولی با احترام به نویسنده های این سایت ها و وبلاگها، واقعا کی می تونه ادعا کنه که تونسته از طریق این وبلاگ ها، زبان کره ای رو حداقل تا حدی که بتونه جملات خیلی ساده ای بسازه و درست تلفظ کنه، یاد گرفته؟

این روزا دارم یه پیش نویسی از درس ها رو اماده می کنم. خودم که تا به حال از نتیجه ی کار خیلی راضیم! شما در کنار یادگیری زبان جالب کره ای، با فرهنگ این کشور هم اشنا میشین. هر جور که به قضیه نیگا کنی میبینی نمیشه زبان کره رو بدون اشنایی با فرهنگ این کشور، یاد گرفت. برای مثال من برای درس سیستم عددی کره، تو بخش اشنایی با فرهنگ کره تحت عنوان culture note کامل توضیح دادم که چطور ممکنه یه بچه ای که تو ایران به دنیا اومده و شش روز از بدنیا اومدنش میگذره، شش روزه باشه، اما یه بچه ای که تو کره بدنیا اومده و شش روز از به دنیا اومدنش میگذره ممکنه ۱ یا دو ساله باشه!! پس وقتی سن یه کره ای رو می پرسید چطور باید بدونید سن واقعی اون چنده؟! یا چه شوخی هایی میشه در این رابطه با کره ای ها کرد؟! یا برای مثال چرا باید موقع استفاده از “تو/شما” دقت کرد چون ممکنه ناخواسته تبدیل به فحش بشه!

تا دلتون بخواهد از دست مطالب  اماده کردم. بیشترین دغدغه ی من فایل های صوتی کلمه ها و عبارت هاس که اونم کم کم داره حل میشه (کمی زمان بره). قبل از انتشار دروس اموزش کره ای، حتما یه دورنمایی از کارم تو یه پست میرم. قبلا هم گفتم که این درس ها همگی هم شامل مکالمات رسمی و نیمه رسمیه و هم محاوره ای.

.

.

۱- Meet یعنی با کسی ملاقات کردن. وقتی این واژه بکار میره یه جور تصور دیدار رسمی تو ذهن شنونده ایجاد میشه. مثلا وقتی میگیم I met someone در شنونده این تصور ایجاد میشه که من یه دیدار رسمی با کسی داشتم.

اما خیلی وقتا ما می خوایم دیداری که با کسی داشتیم رو غیر رسمی و دوستانه نشون بدیم که این کار رو به تنهایی با meet نمیشه انجام داد چون همونطور که گفتیم این واژه یه جور حس دیدار رسمی رو ایجاد می کنه پس در چنین مواقعی یه up به meet اضافه می کنن تا نشون بدن که یه دیدار کاملا غیر رسمی و دوستانه داشتن.

اما این بهونه ای بود برای بهتر معرفی کردن up در phrasal verb ها. یعنی در محاوره میشه up رو به فعلی اضافه کرد تا اون واژه یه جور شکل غیر رسمی و خودمونی تر به خودش بگیره.

مطمئن باشید هیچ فرقی تو مفهوم کلی دوعبارت eat و eat up وجود نداره. فقط برای اینکه ما جمله مون کمی از اون حالت خشک خودش خارج بشه و شکل دوستانه تری به خودش بگیره eat رو به صورت eat up بکار می بریم.

Eat your fries = eat up your fries

نکته ۱: در محاوره به جای French fries فقط از fries به معنی “چیپس” استفاده می کنن.

نکته ۲: جالبه بدونید تو خود فرانسه برای “چیپس” از chips استفاده می کنن، نه معادل فرانسوی French fries !

یه مثال دیگه مثلا ممکنه تو برخی برنامه های اشپزی واژه fry رو بشنوید و در عین حال تو یه برنامه ی اشپزی دیگه که اشپز اون خیلی صمیمی و خودمونی تر صحبت می کنه از fry up استفاده کنه. اوردن up برای اینه که اون اشپز میخواد با بیننده اش بیشتر احساس راحتی بکنه.

:Example

I hit the bar down the street and met up with some friends

“من برای دیدن یه چندتا از بچه ها یه سری به این باره اطراف زدم”

نکته: قبلتر در مورد hit به معنی رفتن در اسلنگ و محاوره مفصل توضیح داده شده.

.

۲- تو یکی از وبلاگها داشتم در مورد سفر نویسنده اون وبلاگ به یه کشور خارجی (انگلیسی زبان) و سوتی وحشتناکی که داده بود می خوندم!

قضیه از این قرار بود که ایشون بعد از اینکه سوار یه تاکسی میشه، وقتی به مقصدش میرسه برای اینکه به راننده بگه “منو همین کنار پیاده کن” به انگلیسی میگه “get me off at the corner” !!!

در واقع این شخص با این تصور که get off معنی “پیاده شدن” رو میده ازش استفاده کرده بود.

اول اینکه get off در معنی “پیاده شدن” فقط در مورد وسایل نقلیه ی عمومی (مثل اتوبوس، قطار، …) بکار میره نه تاکسی. ثانیا get off با ترکیب get off somewhere یا get off bus/train/plane بکار میره و sb در اون نقشی نداره (اون شخص از ترکیب get sb off استفاده کرده بود).

حالا همه ی اینا به کنار، get sb off اصلن کاربرد دیگه ای داره و به معنی داشتن رابطه [بیب] با جنس مخالف بکار میره! حالا فکر کنید اون شخص با تصور خودش داشته میگفته که منو همین بغل پیاده کن غافل از اینکه چه سوتی وحشتناکی داده و گفته که بیا همین بغل یه رابطه [بیب] برقرار کنیم!!!

اما عبارت صحیح چیه؟ شما در چنین موقعیت هایی که سوار تاکسی شدین و می خواهید که به راننده بگید منو همین کنار/بغل پیاده کن می تونید از let off یا drop off که عبارت های کاملا رایجی هستن استفاده کنید:

Please drop me off at the corner

Please let me off here

 .

۳- داشتیم یه سریال چیک فلیک(!) کره ای (my girl) میدیم که زیر نویس انگلیسی بود. موقعیت هایی پیش میومد که یکی از شخصیت های این سریال (یورینا) می خواست که فحش بده یه عبارتی رو نصفه نیمه می گفت و جمله اش رو کامل نمی کرد (یعنی اونجا که میرسید فحش اصلی رو بگه جلوی خودشو می گرفت!). این مواقع این عبارت زیرنویس میشد: you little….

ممکنه برای شما هم این کاربرد little سوال باشه. این واژه همیشه معنی کوچیک بودن (از نظر سایز) رو نمیده.

در انگلیسی موقع صحبت یا اشاره به چیزی یا کسی که اصلن ازش خوشمون نمیاد یا ازش عصبانی هستیم، از little استفاده می کنیم. مثلا میگیم you little jerk/bi*ch

:Example

!Another of Todd’s stupid little jokes

 .

۴- نکته بعدی که می خوام بگم باز خیلی ساده اس و شاید خیلیاتون ایراد بگیرید که چرا یه همچنین نکته ی پیش پا افتاده ای رو دارم میگم اما باور کنید اولا همین نکته های ساده و پیش پا افتاده رو خیلی از non-native رعایت نمی کنن. از طرفی هم من علاقه ی زیادی به یه همچین نکته هایی دارم. نکته هایی که از دید خیلیا پنهون موندن. وگرنه اصطلاح و اسلنگ رو شما همه جا می تونید پیدا کنید!

نکته ای که می خواستم بگم در مورد forget ـه. فرض کنید در تعطیلات نوروز بار و بندیلتون رو جمع کردین که با خونواده برین مسافرت. قبل از حرکت برمیگردید به همسرتون میگید: مطمئن هستی چیزی رو فراموش نکردیم”.

اما در انگلیسی ما فعل forget رو به صورت حال استمراری بکار می بریم. یعنی میگیم ?you sure we’re not forgetting anything

به مثل دیگه ای دقت کنید:

Aren’t you forgetting something? You were supposed to help me clean the house today

در فارسی میگیم “یه چیزی رو فراموش نکردی؟ قرار بود که تو تمیز کردن خونه بهم کمک کنی”

در حالی که در انگلیسی میگیم: “یه چیزی رو فراموش نمی کنی؟…”

نکته ی ساده اما مهمی بود و شاید جایی به یه همچین مسائلی پرداخته نشده باشه.

فقط در پایان تو این مثال اخری که گفتم یه استثنا وجود داره اونم اینه که شما می تونید در مورد help از بکار بردن to صرف نظر کنید. یعنی میشه هم از ترکیب help sb to do sth استفاده کرد و هم از ترکیب help sb do sth

.

.

برای دانلود فایل صوتی(+متن) اینجا کلیک کنید.

رمز فایل: www.lbdictionary.com

!New York, The capital of everything

۱- واژه ی would یه کاربردی داره که بسیاری از non-native برداشت کاملا اشتباهی ازش دارن. فرض کنید من به برادرم (خدا رو شکر برادری ندارم! فقط فرض می کنیم!) میگم:

Dad would be really mad if he knew we borrowed his car

خیلیا ممکنه با خوندن عبارت بالا اینطور تصور کنن که منو برادرم ماشین پدر رو بدون اجازه برداشتیم (برداشته بودیم) و حالا داریم میگیم که اگه بفهمه از دستمون شاکی میشه. اما واقعیت اینکه ما اصلن دست به ماشین نزدیم!!

در واقع ما داریم حالت بالا رو تصور می کنیم و عواقب اونو بررسی می کنیم. ینی من دارم به برادرم میگم که اگه ماشین رو برداریم پدر عصبانی میشه.

در این نوع کاربرد Would، واژه ی if و فعل همراه اون در زمان گذشته پای ثابت اون هستن. همونطور که در بالا دیدین از if و فعل بعد از اون یعنی know به صورت knew استفاده کردیم.

در واقع ما در فارسی هم از “اگه(if)” و فعل به صورت “گذشته” استفاده می کنیم. برای مثال میگیم: “اگه برنده ی ۱۰۰ میلیون تو بانک میشدی چیکار می کردی؟”

:Example

What would you do if you won the lotto

“اگه تو مسابقه ی بخت ازمایی برنده شی چیکار می کنی؟” (صحبت در مورد یه تصور ذهنی نه واقعیت عینی!)

 .

اگه دقت کرده باشید شما نمونه ی این کاربرد would رو در اصطلاح معروف …if I were you, I would  دیدین. …If I were you, I would یعنی اگه من جای تو بودم… ، قطعا من جای تو نیستم بلکه دارم در مورد یه تصور ذهنی صحبت می کنم.

 .

۲- ممکنه تو فیلم هایی که مربوط به ایالت نیویورک هستن (یعنی در ایالت نیویورک ساخته شدن و موضوعش به همونجا مربوط میشه) کلمه The Cityرو بشنوید که به نظرتون عجیب بیاد.

اول اینکه منظور از NY یا New York ، ایالت نیویورک و منظور از NYC یا New York City ، شهر نیویورکه. دوم اینکه شهر نیویورک خودش شامل ۵ بخش اصلیه که به اونا Borough گفته میشه:

Manhattan

Brooklyn

The Bronx

Queens

Staten Island

ممکنه مثلا شما در کوئینز باشین و بشنوید که یکی بگه I’m going to the city و براتون سوال باشه که منظورش از شهر دقیقا کجاس؟!

معمولا در نیویورک موقع صحبت در مورد منهتن (منهتن مهم ترین و تجاری ترین بخشِ نه تنها شهر نیویورک که کل امریکا محسوب میشه) به جای استفاده از خود واژه ی Manhattan از عبارت The City استفاده میشه.

 .

۳- یه وخ حواستون هست که Island با حرف اضافه یon  بکار میره نه in یا at (on the island) !

 .

۴- این انتهای پست قبلی من تو اون متن انگلیسی عبارت out there بکار رفته بود. ابتدا اجازه بدین این عبارت رو در حدی که دیکشنری ها تعریفش کردن بررسی کنیم:

- “بیرون” یا به عبارتی جای مشخصی که طرفین میشناسن

:Example

It’s freezing cold out there

“اون بیرون هوا خیلی سرده”

.

 -“بیرون” جای غیر مشخصی که برای طرفین اشنا نیست

:Example

My real father is out there and one day I plan to find him

“پدر من یه جایی اون بیرونه و من یه روزی پیداش می کنم”

.

 - اشاره به حرف یا گفته ای که منطقی به نظر نمیاد (strange)

:Example

Sheila’s ideas can be way out there some times

“این شیلا هم بعضی وقتا یه حرفایی میزنه ها!”

نکته: من اینو قبلا چند بار گفتم که کلمه ی Way به عنوان adverb به جای very در انگلیسی امروز امریکایی حسابی برای خودش جا باز کرده و بسیار رایج شده.

نکته در گوشی!: این some times به صورت جدا رو با اون sometime به صورت متصل اشتباه نگیرید.

 .

اینها تعریف هایی بودن که دیکشنری ها ارائه دادن اما شاید براتون عجیب باشه که همین out there می تونه به معنی “موجود بودن/وجود داشتن” هم باشه که دیکشنری هایی مثل اکسفورد و لانگمن بهش اشاره ای نکردن. این عبارت معمولا با دو ترکیب زیر به کار میره:

There is/are sth out there

Sth out there

برای مثال شما به یه مغازه موبایل فروشی سر میزنید و میگید ?any used cell phone out there for sale یعنی گوشی کارکرده برای فروش دارید؟

نکته: used بسته به اون معنی ای که میده به دو شکل تلفظ میشه. برای اطلاعات بیشتر به دیکشنری هاتون حتما مراجعه کنید.

 .

:Example

There’s gotta be a way out there to figure this out

“حتما باید یه راهی برای حل این مسئله/مشکل وجود داشته باشه”

نکته: figure out یعنی فکر کردن و راه حلی برای مسئله/معما/مشکل پیدا کردن

:Example

Don’t worry, we’ll figure something out

“نگران نباش، ما یه راهی (برای بیرون اومدن از این وضعیت حاد/برای حل این مشکل) پیدا می کنیم”

 

‎خدایا وقت کردی بی زحمت مسیر زندگی ما رو بررسی مجدد کن! قسمت آسفالتش افتاده رو دهن من…

 اتفاقایی افتادن که متاسفانه نتونستم و نمی تونم سایت رو مرتب اپ کنم. از خدا که پنهونه، از شما هم پنهون باشه.

.

۱- تو فیلم و سریالای ما وقتی یکی از شخصیت ها می خواد شماره تلفنی رو بگه بلافاصله فیلم قطع میشه و صحنه ی بعدی نمایش داده میشه. یعنی هیچ وقت پیش نمیاد که شما شماره تلفنی رو تو فیلم و سریال ایرانی بشنوین. که البته عاقلانه هم هست. اگه این شماره تلفن وجود داشته باشه، مشکلاتی برای مشترک اون تلفن بوجود میاد و اگه چنین شماره ای وجود نداشته باشه خب شاید یه عده افراد سود جویی اون شماره رو ثبت کرده و ازش سو استفاده کنن.

اما در فیلم های امریکایی حتما متوجه شدین که بیشتر وقت ها در فیلم ها شماره تلفن کامل گفته میشه و به این صورت نیست که موقع گفتن شماره ، تصویر قطع شه. شاید علت این کار براتون سوال باشه.

قضیه از این قراره که شماره ها از سه بخش تشکیل شدن. کد سه رقمی ناحیه (area code) ، پیش شماره ی سه رقمی (prefix) و شماره ی چهار رقمی شخصی هر فرد (line number).

اگه به این شماره هایی که در فیلم ها بکار برده میشن دقت کرده باشید معمولا همگی این شماره ها با پیش شماره ی ۵۵۵ یا ۵۰۵ هستن. پیش شماره های ۵۵۵ و ۵۰۵ در همه ی ایالت های امریکا برای استفاده در فیلم ها رزرو شده و کسی نمی تونه شماره ای با این پیش شماره رو به اسم خودش ثبت کنه.

ضمنا دقت کنید موقع گفتن شماره تلفن حتما اعداد رو تک تک بگید و بین کد ناحیه ، پیش شماره و شماره شخصی حتما یه مکث کوتاهی بکنید:

۸۶۲۱-۵۵۵-۸۴۷

۷ ۴ ۸ (یه مکث کوتاه) – ۵ ۵ ۵ (یه مکث کوتاه) – ۱ ۲ ۶ ۸

.

۲- beer run: یه عبارت مصطلح رایج در محاوره و slang که باید با هر دو معنی اون اشنا بشین تا دچار سو تفاهم نشید! معنی عادی این عبارت میشه “سریع به فروشگاه/سوپری سر زدن و یه beer خریدن!”. اما همین عبارت می تون به معنی “کش رفتن beer از فروشگاه هم باشه”!

Beer run رو معمولا با make یا do بکار میبرن.

:Example

?I’m gonna make a beer run. Anybody need beer

“من دارم میرم یه beer بخرم. کسی چیزی لازم نداره؟”

نکته در گوشی!: اینجا need رو نباید به صورت needs استفاده کنید چون در واقع شکل کامل عبارت بالا اینه ?does anybody need beer که در محاوره does رو حذف می کنن.

.

۳- take a break یعنی کار رو تعطیل کردن و استراحت کردن. اما گاهی این معنی در برخی موقعیت ها، منطقی به نظر نمیاد. مثلا تصور کنید زن و شوهری سر مسئله ای بحثشون بالا میگیره. بعد زنه برمیگرده به مرده میگه I think we should take a break . خب obviously زنه منظورش این نیست که بیا یه استراحتی بکنیم و بعد دوباره مشاجره کنیم! اینجا break معنی نزدیکی با break up داره. break up که یعنی کلا جدا شدن و بهم زدن. اما take a break حالت ملایم تری داره و اشاره داره به جدایی کوتاه مدت یا بهتر به جای “جدایی” از “دوری (دور از هم بودن)” استفاده کنیم. پس اون زنه منظورش اینه که بهتره یه مدت دور از هم باشیم.

پس

Break up: برای همیشه جدا شدن و بهم خوردن رابطه

Take a break: جدایی موقت و دوری از هم

.

۴- be not all that در محاوره و slang یعنی “انقدرا هم عالی/زیبا نبودن”. از این اصطلاح هم در مورد انسان و هم غیر انسان بکار میره. (در حالت عادی مثلا میگیم she’s not all that gorgeous اونقدرا هم جذاب نیست اما در گفتگوهای خودمونی تر از she’s not all that استفاده می کنیم)

:Example

Beats me what’s so cool ‘bout her that makes you like her. She’s not really all that

“سر در نمیارم اخه اون چه چیز باحالی داره که ازش خوشت میاد. دختره مالیم نیست!”

.

۵- حتما همگیتون واژه ی almost رو به معنی “تقریبا” میشناسید. نمیدونم چرا بعضیا اصرار دارن almost رو حتما و فقط “تقریبا” معنی کنن. اینکه مثلا عبارت Clara got hit by a car and almost died رو معنی کنی “کلارا با ماشین تصادف کرد و تقریبا مرد” یعنی چی دقیقا؟ بلاخره مرد یا نمرد؟!

بهتره اینجور وقتا almost رو “نزدیک بود …” ترجمه کرد که about to و close to هم دقیقا همین معنی رو میدن. “کلارا با ماشین تصادف کرد و نزدیک بود بمیره (پس نمرده)”

…and was close to death

… and was about to die

.

:Example

I slipped and was close to falling on my face

“من پام لیز خورد و نزدیک بود که با صورت بخورم زمین”

نکته: به ترکیب be close to doing و همچنین تلفظ کلوس /clous/ (نه کلوز) دقت کنید.

.

۶- می دونید که been می تونه هم با حرف اضافه ی to بکار بره و هم با in.

Have been to یعنی “جایی بودن” یا به عبارت دقیق تر و صحیح تر یعنی “از جایی دیدن کردن” که با عبارت check out مترادفه. اما have been in بیشتر به معنی “در جایی ماندن” رو مونده نه “سر زدن” یا “دیدن کردن”.

برای مثال می خواهیم به کسی بگیم “تا به حال ژاپن رفته؟” یا به عبارتی تا به حال از کشور ژاپن دیدن کرده یا نه پس میگیم ?have you ever been to japan

نکته ی مهم تر اینه که ?have you ever been in japan بیشتر به این معنیه که “ایا تا به حال ژاپن موندی” یا به عبارتی اقامت داشتی یا زندگی کردی که در انگلیسی (حداقل در انگلیسی امریکایی) ابدا از این عبارت استفاده نمی کنن.

پس been در انگلیسی امریکایی فقط با حرف اضافه ی to و به معنی “از جایی دیدن کردن” (نه اقامت داشتن) بکار میره. نکته ی مهم دیگه اینه که اجباری نیست که از عبارت have been to فقط برای شهر یا کشور استفاده کنید. برای مثال شما می تونید بگید ?have you been to the new mall down the street یعنی “تو به این پاساژ جدیده این اطرف سر زدی”

حالا یه نکته ی بسیار جالب! به عبارت down the street تو مثال بالا دقت کنید. شرط می بندم اکثریت قریب به اتفاق non-native ها (خصوصا ایرانیا) با این عبارت مشکل دارن. بر خلاف تصور اکثر افراد در اینجا down ربطی به “پایین بودن” نداره! یعنی مثلا down the street الزاما به معنی پایین خیابون یا خیابون پایینی نیست. در واقعا down the street یه عبارت مصطلح set محسوب میشه و اشاره داره به جایی (یا محدوده ای) که زیاد از محل مورد نظر شما دور نیست. در همین مثال بالا ?have you been to the new mall down the street داره به پاساژی اشاره می کنه که دور نیست و همین چند خیابون پایین تره.

به این مثال دقت کنید: I was walking down the street and bumped into Pavel, you know

یعنی داشتم از خیابونه رد می شدم (پیاده رو حرکت می کردم) که پاول رو دیدم، میشناسیش دیگه”.

پس بیاید اینطور نتیجه بگیریم که down the street یعنی خیابونی که برای طرفین اشناس و از محل مورد نظرشون دور نیست. یعنی اگه شما به یه کشور انگلیسی زبان سفر کردید و ادرس جایی رو پرسیدین و بهتون گفتن it’s just down the street یعنی دور نیست و همین چند خیابون پایین تره (ممکنه از نظر ما ایرونیا اون خیابون، خیابون بالایی باشه اما همونطور که گفتم این بالا پایین بودن مهم نیست. در فارسی وقتی میگیم “چند خیابون پایین تر” یعنی خیابونی که زیاد دور نیست و زود میشه به اون مکان رسید).

حالا اگه مثال زیر رو هم بخونید دیگه قطعا باید موضوع براتون حل شده باشه:

?A: have you been to the new mall

?B: no, where is that

A: it’s just down the street from our house

A: این پاساژ جدیده رو دیدی؟

B: نه، کجاست؟

A: همین چند خیابون پایین تر از خونه ی ما

(شخص A دقیقا نگفت کدوم خیابون ولی با این حال شخص B منظور شخص A رو فهمید(

نکته ی کوچولو: چون شخص b داره اولین بار در مورد mall صحبت می کنه، از that استفاده می کنه. حالا اگه باز بخواد به mall اشاره کنه به جای that از it استفاده می کنه. همونطور که شخص A چون خودش بحث mall رو ابتدا بکار برده بود پس دفعه ی بعد از it استفاده کرد. نکته مهم و ظریفیه که بیشتر میشه در موردش صحبت کرد.

.

ضمنا ما به check out هم اشاره کردیم. این اصطلاح کلا معنی دیدن/تماشا کردن یا حتی شنیدن رو میده، اما می تونه به معنی جایی سر زدن یا از جایی دیدن کردن هم باشه.

:Example

(?A: Have you been to the Italian restaurant? (Or have you checked out the new Italian restaurant

B: ya, I checked it out yesterday. The food was great

A: به این رستوران ایتالیایی سر زدی؟

B: اره، دیروز سر زدم. غذاش معرکه بود.

Check out sth از نظر لغوی یعنی “جایی رو دیدن” اما در واقع معنی “جایی سر زدن و از اونجا دیدن کردن” رو میده.

.

۷- fair enough هم باز از اون عبارت هاییه که خیلی از non-native ها باهاش مشکل دارن. ببینید fair enough رو وقتی استفاده می کنیم که بخواهیم جواب مثبتی به کسی بدیم یا حرف طرف مقابل رو تایید کنیم هر چند که باب میلمون نباشه. برای مثال تو همین فیلم the Hobbit, an unexpected journey اثر جدید پیتر جکسون ، تو اون صحنه ی که گالوم (همون موجود دوست داشتنی!) داشت برای بیلبو بگینز شرط میذاشت که اگه بگینز بتونه جواب معماش رو بده مسیر رو بهش نشون بده و اگه اشتباه گفت بخوردش! بعد از گذاشتن این شرط بگینز برگشت به گالوم گفت fair enough . در واقع بگینز از روی ناچاری مجبور بود قبول کنه هر چند که واقعا fair نبود! چون یه طرف شرط نشون دادن مسیر بود و یه طرفش هم از دست دادن جونش.

پس، از fair enough زمانی استفاده می کنیم که چاره ای جز قبول حرف طرف مقابل نداشته باشیم چون داره حرف حق یا حرفی که نمیشه روش حرفی زد، میزنه.

بذارید حالت دیگه رو هم برسی کنیم. فرض کنید برادرتون می خواد یه موبایل جدید بخره. شما بهش میگید که اخه چه نیازی به موبایل جدید داره وقتی موبایل خودش سالمه و خوب کار می کنه و همه نوع امکاناتی هم داره. اما برادرتون همچنان سر حرفشه و تصمیم داره که یه موبایل جدید بخره. این مشاجره بینتون ادامه پیدا می کنه تا اینکه برادرتون عصبانی میشه و میگه پول خودشه و ربطی به شما نداره که می خواد چه جوری خرجش کنه. پس شما هم بهش میگید fair enough و مشاجره تموم میشه! یعنی حرفت منطقیه و من هم قبول می کنم هر چند واقعا نظر من مثبت نیست. (که البته کاربرد fair enough در اینجا کمی حالت طنز داره)

.

این وسط حالا ما یه واژه ی fine هم داریم که کاربرد مشابهی داره. از این واژه وقتی استفاده می کنیم که از سر اجبار یا زور و علی رغم میل باطنی جواب مثبت بدیم.

:Example

Mom: Louise, give your sis a hand with the dishes

?Louise: why should I

Grandfather: mind you mother, Louise

Louise: fine

مادر: لویز، تو شستن ظرفا یه کمکی به خواهرت بکن

لویز: اخه چرا من باید این کارو بکنم؟

پدربزرگ: حرف مادرتو گوش کن لویز!

لویز: باشه

میبینید که لویز نمی خواد که ظرفا رو بشوره اما به خاطر حرف پدربزرگش مجبور میشه که این کار رو بکنه پس به جای ok از fine استفاده می کنه تا نشون بده از سر اجباره که داره قبول می کنه و با این کارش یه جورایی اعتراض خودش رو هم نشون میده.

.

۸- در امریکا اکثر واحد های سنجش با دیگر کشورها متفاوته. برای مثال اونها برای میزان بلندی/ارتفاع/مسیر در مقیاس های بزرگتر، از مایل و در مقیاس های کوچک تر از فوت یا اینچ به جای کیلومتر/متر/سانتی متر و یا برای میزان سنگینی از پوند به جای کیلوگرم استفاده می کنن. حالا ممکنه وقتی در مورد قد کسی سوال می کنین با چنین چیزی برخورد کنید:

He’s pretty tall, like six three

در چنین مواقعی عدد اول بر حسب “فوت (foot)” و عدد دوم بر حسب “اینچ (inch)” ـه. پس عبارت بالا به این صورته six feet three inches  که در محاوره فوت و اینچ حذف میشن.

ضمنا هر فوت حدودا ۳۰ سانت و هر اینچ هم حدودا ۲٫۵ سانته. پس six three میشه ۱۸۷٫۵ سانت

.

 ۹- تو یکی از سایت ها یه اموزش اشتباهی در مورد استرس در واژه هایی teenدار مثل thirteen، fourteen و… داده شده. چیزی که گفته شده اینه که هروقت این اعداد به تنهایی و موقع شمارش بکار برن استرس بروی قسمت اول و اگر در جمله بکار برن استرس در قسمت دوم قرار داره.

.

گفته ی بالا کاملا غلطه. شکل صحیح رعایت استرس در اعداد teenدار به این شکله:

هر گاه بعد از اعداد teenدار هیچ اسمی بکار برده نشه، استرس بروی سیلاب دوم قرار داره و اگر اسمی بعد از این اعداد قرار بگیره، استرس بروی سیلاب اول خواهد بود.

:Example 1

There’s thirteen cookies left

 اگر عبارت بالا رو (سیزده تا کلوچه مونده) طبق گفته ی اون سایت تلفظ کنیم باید استرس thirteen بروی سیلاب دوم باشه در حالی که اصلن اینطور نیست. در اینجا چون بعد از thirteen اسم قرار گرفته پس استرس بروی سیلاب اول (thir) خواهد بود.

نکته: ممکنه دوستان ایراد بگیرن که در این مثال من باید از there are به جای there is استفاده می کردم. این درسته ولی در انگلیسی محاوره ای امریکایی بسیار رایجه که حتی در مواردی که اسم جمع در جمله بکار برده شده، از there is استفاده می کنن.

.

:Example 2

I’m sixteen

در اینجا هم چون بعد از sixteen هیچ اسمی قرار نگرفته پس استرس بروی سیلاب دومه (teen).

حالا یک سری نکات جالب دیگه در همین مورد و اعداد ty دار مثل ninety، forty و… هست که بسیار مهم هستن اما قبلش باید نکاتی رو در مورد نحوه ی تلفظ t بدونید. (من نحوه ی تلفظ حرف t رو در هفت بند اماده کردم. باورتون میشه t بسته به موقعیت به هفت شکل مختلف تلفظ میشه و یا گاهی اصلن تلفظ نمیشه! البته همه ی این هقت شکل فقط در محاوره رایجه وگرنه در انگلیسی استاندارد t فقط به صورت “ت” تلفظ میشه. اما واقعیت انگلیسی محاوره ای امریکایی چیز دیگه ایه که بزودی با همه اینها در کتابی که قولش رو دادم، اشنا میشین).

.

۱۰- و در اخر یه نکته ی کوچولو اما خیلی مهم که کمتر کسی رعایتش می کنه و اونم اینه که تا اونجا که می تونید از واژه handsome به معنی مرد خوش قیافه استفاده نکنید. اخه تو ایران خیلی رایجه که از این واژه استفاده می کنن ولی باور کنید کمتر امریکایی از این واژه استفاده می کنه. میشه گفت handsome دیگه یه واژه ی منسوخ شده (old-fashioned) حساب میشه. بهتره موقع صحبت در مورد یه مرد خوش قیافه از عبارت good-looking استفاده کنید که در محاوره بسیار رایجه.

.

.

.

?You: Hey .. Are You Okay

Me: No,  i̶ f̶e̶e̶l̶ s̶o̶ l̶o̶n̶e̶l̶y̶. i̶ f̶e̶e̶l̶ l̶i̶k̶e̶ t̶h̶e̶r̶e̶’s̶ n̶o̶b̶o̶d̶y̶ o̶u̶t̶ t̶h̶e̶r̶e̶ f̶o̶r̶ m̶e̶ i̶ w̶a̶n̶t̶ y̶o̶u̶ i̶ w̶a̶n̶t̶ y̶o̶u̶ s̶o̶ b̶a̶d̶l̶y̶. i̶ w̶a̶n̶t̶ y̶o̶u̶ t̶o̶ b̶e̶ t̶h̶e̶r̶e̶ f̶o̶r̶ m̶e̶ n̶o̶ m̶a̶t̶t̶e̶r̶ w̶ha̶t̶ h̶a̶p̶p̶e̶n̶s̶ i̶ w̶a̶n̶t̶ t̶o̶ l̶o̶v̶e̶ y̶o̶u̶ ,, i̶ ,, i̶ h̶a̶t̶e̶ t̶h̶a̶t̶ y̶o̶u̶ d̶o̶n̶’t̶ c̶a̶r̶e̶ a̶b̶o̶u̶t̶ m̶e̶ l̶i̶k̶e̶ i̶ c̶a̶r̶e̶ a̶b̶o̶u̶t̶ y̶o̶u̶ ,, Ya, I’м Fine

한글

 راستش مدتیه تو این فکرم که یه کار جدید دیگه ای تو این سایت شروع کنم که شاید از شنیدنش تعجب کنید!

تو کشورمون اگه کسی علاقه مند به یادگیری زبانی به غیر از انگلیسی ، فرانسوی و عربی ، باشه میدونه که منابع چندان قوی و جامعی به زبان فارسی وجود نداره و این افراد مجبور هستن ابتدا انگلیسی رو خوب یاد بگیرن تا بتونن از منابع انگلیسی استفاده کنن. فکر می کنید تو کشورمون چندتا کتاب و سی دی در باره ی زبان های شرق اسیا مثل کره ای ، چینی ، ژاپنی وجود داره.

مدتی هست که رو زبان کره مطالعه ی زیادی دارم و تصمیم دارم این زبان رو هم به موضوعات سایت اضافه کنم.

البته من تو زبان کره ای کاملا یه مبتدی هستم و اینکه می خوام تو این سایت به این زبان هم بپردازم اولا به خاطر علاقه ی شخصی خودم به کره و زبان کره ایه و ثانیا منابع فارسی مناسبی برای زبان کره وجود نداره. تنها کتابی که الان می تونید در بازار پیدا کنید “زبان کره در سفر” هست که با این کتاب فقط طوطی وار یه چندتا جمله حفظ می کنید همین.

تا اونجا که من اطلاع دارم و پرس و جو کردم چیزی به عنوان گرامر کره ای هم به زبان فارسی وجود نداره.

در مورد زبان چینی و ژاپنی هم همین مورد صادقه. یکی از کارای خوب کشور چین اینه که با کشور هایی که روابط دیپلماتیک داره ، از طرف سفارت خودش یه فرد چینی مسلط به زبان کشور مقصد برای ترویج زبان چینی اعزام می کنه.

تو کشور ما هم تا همین چند سال پیش از طرف سفارت چین یه فرد چینی مسلط به فارسی به ایران اومده بود تا با کلاس هایی که برگزار می کرد این زبان رو به ایرانیا یاد بده. حتی تدریس زبان چینی در یکی از دانشگاه های تهران بر عهده همین فرد بود. ولی همین تنها مدرس چینی بیخیال میشه و میره چین و تمامی کلاس های چینی به حالت تعلیق در میان.

زبان ژاپنی هم از اون زبان های فوق العاده دشواره. برای یاد گیری این زبان واقعا باید از همه چیتون بزنید! مگر نه اینکه مجبور باشید این زبان رو یاد بگیرید.

اما زبان کره که نسبت به زبان ژاپنی و چینی ملایم تره! و رسم الخطش هم ساده تره و هم جدیدتر. یادگیری این زبان کار زیاد دشواری نیست یعنی پیچیدگی خاصی نداره (اگه می خواهید بدونید منظورم از پیچیدگی یعنی چی یه مطالعه کلی درباره ی زبان المانی داشته باشید!) . درسته تو تلفظ کلمات استثنائاتی وجود داره ولی در کل قابل چشم پوشی هستن. چیزی که فکر منو یکم مشغول کرده اینه که قراره چطور تلفظ کلمات رو بنویسم. نه زبان فارسی و نه انگلیسی پاسخگوی کامل برای نحوه ی تلفظ حرف ها و واژه نیستن. برای این مشکل هم یه فکرایی دارم مثل قرار فایل صوتی تلفظ واژه ها. یه چندتا نمونه که گوش کنید احتمالا مشکل برطرف میشه.

فکر می کنم یادگیری زبان کره ای متقاضی زیادی داره. علاقه ی ایرونیا به شرق اسیا خصوصا کره ی جنوبی رو میشه از تعداد وبلاگ ها و وبسایت های فراوانی که برای خواننده ها ، بازیگرا ، فیلم و سریال کره ای و … ساخته شده ، فهمید. علاقه ای که ابتدا صدا سیما با نمایش سریال جواهری در قصر پایه ریزی کرد و حالا تب کره(!) خیلی از ایرونیا خصوصا تین ایجرها رو گرفته و کمبود منابع مناسب برای یادگیری این زبان کاملا احساس میشه.

بعد از تموم شدن کار تالیف کتاب ، همزمان سایت رو هم با مطالب روز انگلیسی امریکایی و هم با اموزش زبان کره ای بروز می کنم. با سبک کار من که اشنا هستین . قراره درباره ی زبان کره ای هم به همین شکل بنویسم. البته باز میگم من تو زبان کره ای یه مبتدی هستم و انتظار زیادی از من نداشته باشید. سعی می کنم مطالعه ام رو در مورد زبان کره ای زیاد تر کنم. بیشتر از یک سال میشد که من یادگیری زبان کره ای رو کنار گذاشته بودم (به خاطر نبود منابع مناسب) و متاسفانه خیلی از مطالب رو فراموش کردم ولی الان چند ماهی میشه که دوباره شروع کردم و خودم از پیشرفت کارم راضیم.

من زبان کره ای رو با شما هم به صورت محاوره ای و هم به صورت رسمی کار می کنم. سعی می کنم طوری بنویسم و به مسائلی بپردازم که تا شما رو به اصطلاح “پس نزنه”.  گرامر کره ای با انگلیسی زمین تا اسمون فرق داره و نسبت به انگلیسی میشه گفت یه جورایی راحتره. دقیقا همونجور می نویسم که شما در فیلم و سریال های کره ای باهاش رو به رو میشین. برای مثال در زبان کره ای در حالت مودبانه رایجه که از kam sam nida استفاده می کنن ولی شما در فیلم ها می بینین که افرادی با هم رابطه ی صمیمی و دوستانه دارن از این عبارت به ندرت استفاده می کنن و به جاش میگن komao

این یه نمونه ی ساده بود فقط خواستم بگم که قراره به تمامی جنبه ی های زبان کره ای (رسمی و غیر رسمی) بپردازم. تو درس اول هم با ابتدایی ترین مسائل زبان کره ای شروع می کنیم مثل حروف الفبا و نحوه ی تلفظ عجیب برخی حرفها و …

من منتظر نظرات شما در این رابطه هستم. می خوام بدونم اصلن تو این سایت طرفدار زبان کره ای داریم یا نه. اگه افرادی هستن که با زبان کره ای اشنایی دارن حتما پیام بذارن. امیدوارم این محیط باعث شه تا هم شما و هم من بهتر بتونیم با این زبان ارتباط برقرار کنیم. این پست در ابتدای سایت ثابت می مونه تا نظرات شما رو در این باره بدونم.

ضمنا به زودی (بعده امتحانات پایان ترمم) یه مطلب جدید در رابطه با چندتا اصطلاح محاوره ای و slang امریکایی میذازم. از اون مطالبیه که احتمالا پسرا بیشتر خوششون بیاد!

پس تا اون موقع

اموزش زبان کره ای

در وبسایت بازه ، حیای وبمستر کجا رفته!

همینجوری به صورت خودجوش تصمیم گرفتم سایت رو با یکی دو اصطلاح جدید اپ کنم! می دونید که به خاطر تالیف کتاب – که شرح مبسوطش رو می تونید تو پست های قبل دنبال کنید- از این فرصتا برای بروز کردن سایت پیدا نمی کنم. ضمنا من با نشر مطالبم در دیگر سایت ها و وبلاگ ها بدون ذکر منبع مشکلی ندارم و هموطنور که قبلا در بلاگم (۱۰۰۰idioms.mihanblog.com) گفتم تمام قوانین این سایت وله پس لطفا سو استفاده کنید! (ر.ک عنوان پست)

۱- اگه از کاربران سایت فیسبـ*ک باشین می دونید علاوه بر اینکه می تونید همیشه با دوستان خودتون در ارتباط باشین ، این امکان هم براتون وجود داره که با مراجعه به پروفایل افراد اطلاعات زیادی مثل عکس ها ، علایقشون ، اینکه با چه کسی در ارتباط هستن به دست بیارین و یا با خوندن نوشته هاشون حتی با شخصیت کلیشون هم اشنا بشین. چیزی که تو همه جای دنیا رایجه! Facebook stalk به عملی گفته میشه که مثلا شما از دختر/پسری خوشتون میاد و دوست دارین قبل از اینکه باهاش رابطه برقرار کنید ، اطلاعاتی رو در موردش بدست بیارین که مثلا ایا در حال حاضر با کسی در ارتباطه یا single ـه!

:example 1

I didn’t know her in person but I Facebook stalked her and found out she’s in a relationship with a guy

.

:example 2

This girl in my chem class is cute, I will have to Facebook stalk her to find out more about her

.

2- شاید اطلاع داشته باشید که این روزا کلیپ اهنگ یه خواننده ی کره ای به اسم PSY تونسته مرز یک میلیارد بازدید رو رد کنه و رکورد بیشترین لایک رو در تاریخ یوتیـ*ب بشکنه. به نظر میرسه که تونسته تو دنیا حسابی محبوب بشه. راستش من این کلیپ رو ندیدم و علاقه ای هم به دیدنش ندارم! اما اصطلاحی این روزا شنیده میشه و فکر کردم بهتره اینجا معرفی کنم اینه: one hit wonder

One hit wonder به کسی گفته میشه که چندان معروف نیست یا به قول معروف اهنگ شاخی تو کارنامه اش نداره اما یهو میاد یه اهنگی می خونه که تا مدتها ورد زبونا میشه. پس one hit wonder به کسی گفته میشه که در تاریخ هنری خودش یکی دو اهنگ hit (محبوب) بیشتر نداره. one hit wonder بار منفی داره و قطعا هیچ خواننده ای دوست نداره که one hit wonder خطاب بشه.

most wanted! dead or alive

سلام مجدد به همه ی دوستان

می دونم خیلیاتون به امید اپ شدن ، مدام به این سایت سر می زنین. تنها چیزی که فعلن می تونم بگم اینه که این روزا در حال گرد اوری و ویرایش مطالبم هستم تا در قالب یک یا شاید چند جلد کتاب منتشرشون کنم. فکر کنم اینطوری مطالبم شانس بیشتر دیده شدنو می تونن پیدا کنن. همونطور که مطلع هستید بازار پر نوسان “کاغذ” به مطبوعات و انتشارات به شدت ضربه زده و نه مولف ها و نه ناشرها تمایلی ندارن تو این اوضاع نا به سامان فعلی ریسک کنن و به اون صورت کتابی منتشر کنن. منم از این قضیه مستثنی نیستم. البته تو چند روز گذشته خبرای خوبی در رابطه با واردات کاغذ منتشر شده و جای امیدواری هست اوضاع فعلی کمی سامان پیدا کنه.

اینکه چقدر طول بکشه تا کار تالیف تموم شه برای خود من هم مشخص نیست! منم چندان عجله ای ندارم! سعی می کنم از این فرصت نهایت استفاده رو ببرم و مدام در حال حذف یا اضافه کردن بخش های مختلف به نوشته هام هستم. چون واقعا می خوام یه چیز کم عیب و نقص و منحصر به فردی از اب دربیاد.

از نظراتتون فهمیدم به بخش “گزارشات انگلیسی فوتبال” خیلی بیشتر علاقه مند هستین. راستش تصمیم داشتم “گزارشات انگلیسی فوتبال” رو بعدها در قالب کتاب جداگانه ای منتشر کنم ولی حالا می خوام این بخش رو هم تکمیل کنم تا دیگه چیزی از قلم نیوفته. ببینید قبل از من هم خیلیای دیگه چه در قالب کتاب و چه در قالب سایت در مورد اصطلاحات و واژه های انگلیسی فوتبال مطلب نوشتن. مطالب اونا در واقع “فرهنگ اصطلاحات فوتبال” محسوب میشه. بخش اول نوشته های من هم “فرهنگ فوتبال” ـه. یعنی یک سری واژه و اصطلاح در مورد افراد ، قوانین فوتبال ، انواع ضربه ها وغیره که تا اینجا نوشته های من با نمونه های مشابهش تفاوتی نداره. در واقع از بخش دوم فوتبال کار من شروع میشه. مطالبی مث فوتبال در محاوره ، استراتژی در فوتبال و بخش advanced (شاید عنوانش مناسب نباشه) که مهم ترین بخشه فوتباله و اینجاست که تفاوت کار من با بقیه ی دوستان مشخص میشه. تا یادم نرفته این نکته ی خیلی مهم رو هم بگم که “گزارشات انگلیسی فوتبال” در قالب انگلیسی بریتانیایی تنظیم شده. میگید چرا؟!

ببینید فوتبال تقریبا در همه ی کشورها به عنوان ورزش اول یا حداقل ورزش دوم (از نظر محبوبیت) محسوب میشه. اما در امریکا اصلا اینطور نیست و ورزش فوتبال بعد از “بیسبال” ، “فوتبال امریکایی” ، “بسکتبال” ، “هاکی روی یخ” ، به عنوان ۵مین ورزش محبوب (با اغماز! گفته میشه حتی سوارکاری هم از فوتبال محبوب تره!) در امریکا محسوب میشه. با اینکه خیلی تلاش شد با اوردن بازیکنای مطرحی همچون بکهام فوتبال این کشور جون دوباره ای بگیره ولی این اتفاق هرگز نیوفتاد. در مقابل در بریتانیا ورزش فوتبال نه تنها ورزش اول (از نظر محبوبیت) این کشور محسوب میشه بلکه عنوان “ورزش ملی بریتانیا” رو هم با خودش یدک می کشه و لیگ جزیره اگه نگیم بهترینه ، قطعا جز بهترین ها محسوب میشه. این پرده ی اول!

مسئله ی مهم بعدی اینه که گستره ی اصطلاحات و واژه ها در زمینه ی فوتبال در بریتیش به مراتب بیشتر از امریکنه و اصلن قابل قیاس نیست. حتی بسیاری از عباراتی که در فرهنگ فوتبال در امریکا استفاده میشن از انگلیسی بریتانیایی گرفته شدن.

هر جور که به قضیه نگاه کنیم می بینیم که عاقلانه اس که در مورد فوتبال پیگیر فوتبال بریتانیا با انگلیسی بریتیش باشیم.

موضوع بعدی که فکر کنم بازخورد های خوبی داشته باشه ، بخشیه که به انگلیسی خاص شهر نیویورک اختصاص دادم. عنوانشو گذاشتم New Yawk Style . از اون مطالب واقعا شاخیه! که امیدوارم مشکل مجوز از ارشاد پیدا نکنه! البته تا جا داشت سانسورش کردم! تا به مشکلی بر نخوره.

خلاصه این که همه ی فکر و ذهنم رو این روزا گذاشتم رو همین کتاب (هنوز نمیدونم چه اسمی رو کتاب بذارم!). سعی می کنم عجله نکنم ، جوگیر نشم ، الکی مطلب پر نکنم و …

دیگه حرفی نمی مونه جز اینکه وقتی کتاب اماده شد ، قبل از اینکه بره برای مجوز و چاپ حتما خبرشو اینجا می ذارم.

ضمنا این بخشی که بالا می بینین مربوط به فروشگاهه و شخص دیگه ای پاسخگوئه پس لطفا اگه سوالی در مورد اون محصولات دارید با همون بخش در میون بذارید نه از بخش”تماس با ما”.