با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید

!New York, The capital of everything

۱- واژه ی would یه کاربردی داره که بسیاری از non-native برداشت کاملا اشتباهی ازش دارن. فرض کنید من به برادرم (خدا رو شکر برادری ندارم! فقط فرض می کنیم!) میگم:

Dad would be really mad if he knew we borrowed his car

خیلیا ممکنه با خوندن عبارت بالا اینطور تصور کنن که منو برادرم ماشین پدر رو بدون اجازه برداشتیم (برداشته بودیم) و حالا داریم میگیم که اگه بفهمه از دستمون شاکی میشه. اما واقعیت اینکه ما اصلن دست به ماشین نزدیم!!

در واقع ما داریم حالت بالا رو تصور می کنیم و عواقب اونو بررسی می کنیم. ینی من دارم به برادرم میگم که اگه ماشین رو برداریم پدر عصبانی میشه.

در این نوع کاربرد Would، واژه ی if و فعل همراه اون در زمان گذشته پای ثابت اون هستن. همونطور که در بالا دیدین از if و فعل بعد از اون یعنی know به صورت knew استفاده کردیم.

در واقع ما در فارسی هم از “اگه(if)” و فعل به صورت “گذشته” استفاده می کنیم. برای مثال میگیم: “اگه برنده ی ۱۰۰ میلیون تو بانک میشدی چیکار می کردی؟”

:Example

What would you do if you won the lotto

“اگه تو مسابقه ی بخت ازمایی برنده شی چیکار می کنی؟” (صحبت در مورد یه تصور ذهنی نه واقعیت عینی!)

 .

اگه دقت کرده باشید شما نمونه ی این کاربرد would رو در اصطلاح معروف …if I were you, I would  دیدین. …If I were you, I would یعنی اگه من جای تو بودم… ، قطعا من جای تو نیستم بلکه دارم در مورد یه تصور ذهنی صحبت می کنم.

 .

۲- ممکنه تو فیلم هایی که مربوط به ایالت نیویورک هستن (یعنی در ایالت نیویورک ساخته شدن و موضوعش به همونجا مربوط میشه) کلمه The Cityرو بشنوید که به نظرتون عجیب بیاد.

اول اینکه منظور از NY یا New York ، ایالت نیویورک و منظور از NYC یا New York City ، شهر نیویورکه. دوم اینکه شهر نیویورک خودش شامل ۵ بخش اصلیه که به اونا Borough گفته میشه:

Manhattan

Brooklyn

The Bronx

Queens

Staten Island

ممکنه مثلا شما در کوئینز باشین و بشنوید که یکی بگه I’m going to the city و براتون سوال باشه که منظورش از شهر دقیقا کجاس؟!

معمولا در نیویورک موقع صحبت در مورد منهتن (منهتن مهم ترین و تجاری ترین بخشِ نه تنها شهر نیویورک که کل امریکا محسوب میشه) به جای استفاده از خود واژه ی Manhattan از عبارت The City استفاده میشه.

 .

۳- یه وخ حواستون هست که Island با حرف اضافه یon  بکار میره نه in یا at (on the island) !

 .

۴- این انتهای پست قبلی من تو اون متن انگلیسی عبارت out there بکار رفته بود. ابتدا اجازه بدین این عبارت رو در حدی که دیکشنری ها تعریفش کردن بررسی کنیم:

- “بیرون” یا به عبارتی جای مشخصی که طرفین میشناسن

:Example

It’s freezing cold out there

“اون بیرون هوا خیلی سرده”

.

 -“بیرون” جای غیر مشخصی که برای طرفین اشنا نیست

:Example

My real father is out there and one day I plan to find him

“پدر من یه جایی اون بیرونه و من یه روزی پیداش می کنم”

.

 - اشاره به حرف یا گفته ای که منطقی به نظر نمیاد (strange)

:Example

Sheila’s ideas can be way out there some times

“این شیلا هم بعضی وقتا یه حرفایی میزنه ها!”

نکته: من اینو قبلا چند بار گفتم که کلمه ی Way به عنوان adverb به جای very در انگلیسی امروز امریکایی حسابی برای خودش جا باز کرده و بسیار رایج شده.

نکته در گوشی!: این some times به صورت جدا رو با اون sometime به صورت متصل اشتباه نگیرید.

 .

اینها تعریف هایی بودن که دیکشنری ها ارائه دادن اما شاید براتون عجیب باشه که همین out there می تونه به معنی “موجود بودن/وجود داشتن” هم باشه که دیکشنری هایی مثل اکسفورد و لانگمن بهش اشاره ای نکردن. این عبارت معمولا با دو ترکیب زیر به کار میره:

There is/are sth out there

Sth out there

برای مثال شما به یه مغازه موبایل فروشی سر میزنید و میگید ?any used cell phone out there for sale یعنی گوشی کارکرده برای فروش دارید؟

نکته: used بسته به اون معنی ای که میده به دو شکل تلفظ میشه. برای اطلاعات بیشتر به دیکشنری هاتون حتما مراجعه کنید.

 .

:Example

There’s gotta be a way out there to figure this out

“حتما باید یه راهی برای حل این مسئله/مشکل وجود داشته باشه”

نکته: figure out یعنی فکر کردن و راه حلی برای مسئله/معما/مشکل پیدا کردن

:Example

Don’t worry, we’ll figure something out

“نگران نباش، ما یه راهی (برای بیرون اومدن از این وضعیت حاد/برای حل این مشکل) پیدا می کنیم”

 

‎خدایا وقت کردی بی زحمت مسیر زندگی ما رو بررسی مجدد کن! قسمت آسفالتش افتاده رو دهن من…

 اتفاقایی افتادن که متاسفانه نتونستم و نمی تونم سایت رو مرتب اپ کنم. از خدا که پنهونه، از شما هم پنهون باشه.

.

۱- تو فیلم و سریالای ما وقتی یکی از شخصیت ها می خواد شماره تلفنی رو بگه بلافاصله فیلم قطع میشه و صحنه ی بعدی نمایش داده میشه. یعنی هیچ وقت پیش نمیاد که شما شماره تلفنی رو تو فیلم و سریال ایرانی بشنوین. که البته عاقلانه هم هست. اگه این شماره تلفن وجود داشته باشه، مشکلاتی برای مشترک اون تلفن بوجود میاد و اگه چنین شماره ای وجود نداشته باشه خب شاید یه عده افراد سود جویی اون شماره رو ثبت کرده و ازش سو استفاده کنن.

اما در فیلم های امریکایی حتما متوجه شدین که بیشتر وقت ها در فیلم ها شماره تلفن کامل گفته میشه و به این صورت نیست که موقع گفتن شماره ، تصویر قطع شه. شاید علت این کار براتون سوال باشه.

قضیه از این قراره که شماره ها از سه بخش تشکیل شدن. کد سه رقمی ناحیه (area code) ، پیش شماره ی سه رقمی (prefix) و شماره ی چهار رقمی شخصی هر فرد (line number).

اگه به این شماره هایی که در فیلم ها بکار برده میشن دقت کرده باشید معمولا همگی این شماره ها با پیش شماره ی ۵۵۵ یا ۵۰۵ هستن. پیش شماره های ۵۵۵ و ۵۰۵ در همه ی ایالت های امریکا برای استفاده در فیلم ها رزرو شده و کسی نمی تونه شماره ای با این پیش شماره رو به اسم خودش ثبت کنه.

ضمنا دقت کنید موقع گفتن شماره تلفن حتما اعداد رو تک تک بگید و بین کد ناحیه ، پیش شماره و شماره شخصی حتما یه مکث کوتاهی بکنید:

۸۶۲۱-۵۵۵-۸۴۷

۷ ۴ ۸ (یه مکث کوتاه) – ۵ ۵ ۵ (یه مکث کوتاه) – ۱ ۲ ۶ ۸

.

۲- beer run: یه عبارت مصطلح رایج در محاوره و slang که باید با هر دو معنی اون اشنا بشین تا دچار سو تفاهم نشید! معنی عادی این عبارت میشه “سریع به فروشگاه/سوپری سر زدن و یه beer خریدن!”. اما همین عبارت می تون به معنی “کش رفتن beer از فروشگاه هم باشه”!

Beer run رو معمولا با make یا do بکار میبرن.

:Example

?I’m gonna make a beer run. Anybody need beer

“من دارم میرم یه beer بخرم. کسی چیزی لازم نداره؟”

نکته در گوشی!: اینجا need رو نباید به صورت needs استفاده کنید چون در واقع شکل کامل عبارت بالا اینه ?does anybody need beer که در محاوره does رو حذف می کنن.

.

۳- take a break یعنی کار رو تعطیل کردن و استراحت کردن. اما گاهی این معنی در برخی موقعیت ها، منطقی به نظر نمیاد. مثلا تصور کنید زن و شوهری سر مسئله ای بحثشون بالا میگیره. بعد زنه برمیگرده به مرده میگه I think we should take a break . خب obviously زنه منظورش این نیست که بیا یه استراحتی بکنیم و بعد دوباره مشاجره کنیم! اینجا break معنی نزدیکی با break up داره. break up که یعنی کلا جدا شدن و بهم زدن. اما take a break حالت ملایم تری داره و اشاره داره به جدایی کوتاه مدت یا بهتر به جای “جدایی” از “دوری (دور از هم بودن)” استفاده کنیم. پس اون زنه منظورش اینه که بهتره یه مدت دور از هم باشیم.

پس

Break up: برای همیشه جدا شدن و بهم خوردن رابطه

Take a break: جدایی موقت و دوری از هم

.

۴- be not all that در محاوره و slang یعنی “انقدرا هم عالی/زیبا نبودن”. از این اصطلاح هم در مورد انسان و هم غیر انسان بکار میره. (در حالت عادی مثلا میگیم she’s not all that gorgeous اونقدرا هم جذاب نیست اما در گفتگوهای خودمونی تر از she’s not all that استفاده می کنیم)

:Example

Beats me what’s so cool ‘bout her that makes you like her. She’s not really all that

“سر در نمیارم اخه اون چه چیز باحالی داره که ازش خوشت میاد. دختره مالیم نیست!”

.

۵- حتما همگیتون واژه ی almost رو به معنی “تقریبا” میشناسید. نمیدونم چرا بعضیا اصرار دارن almost رو حتما و فقط “تقریبا” معنی کنن. اینکه مثلا عبارت Clara got hit by a car and almost died رو معنی کنی “کلارا با ماشین تصادف کرد و تقریبا مرد” یعنی چی دقیقا؟ بلاخره مرد یا نمرد؟!

بهتره اینجور وقتا almost رو “نزدیک بود …” ترجمه کرد که about to و close to هم دقیقا همین معنی رو میدن. “کلارا با ماشین تصادف کرد و نزدیک بود بمیره (پس نمرده)”

…and was close to death

… and was about to die

.

:Example

I slipped and was close to falling on my face

“من پام لیز خورد و نزدیک بود که با صورت بخورم زمین”

نکته: به ترکیب be close to doing و همچنین تلفظ کلوس /clous/ (نه کلوز) دقت کنید.

.

۶- می دونید که been می تونه هم با حرف اضافه ی to بکار بره و هم با in.

Have been to یعنی “جایی بودن” یا به عبارت دقیق تر و صحیح تر یعنی “از جایی دیدن کردن” که با عبارت check out مترادفه. اما have been in بیشتر به معنی “در جایی ماندن” رو مونده نه “سر زدن” یا “دیدن کردن”.

برای مثال می خواهیم به کسی بگیم “تا به حال ژاپن رفته؟” یا به عبارتی تا به حال از کشور ژاپن دیدن کرده یا نه پس میگیم ?have you ever been to japan

نکته ی مهم تر اینه که ?have you ever been in japan بیشتر به این معنیه که “ایا تا به حال ژاپن موندی” یا به عبارتی اقامت داشتی یا زندگی کردی که در انگلیسی (حداقل در انگلیسی امریکایی) ابدا از این عبارت استفاده نمی کنن.

پس been در انگلیسی امریکایی فقط با حرف اضافه ی to و به معنی “از جایی دیدن کردن” (نه اقامت داشتن) بکار میره. نکته ی مهم دیگه اینه که اجباری نیست که از عبارت have been to فقط برای شهر یا کشور استفاده کنید. برای مثال شما می تونید بگید ?have you been to the new mall down the street یعنی “تو به این پاساژ جدیده این اطرف سر زدی”

حالا یه نکته ی بسیار جالب! به عبارت down the street تو مثال بالا دقت کنید. شرط می بندم اکثریت قریب به اتفاق non-native ها (خصوصا ایرانیا) با این عبارت مشکل دارن. بر خلاف تصور اکثر افراد در اینجا down ربطی به “پایین بودن” نداره! یعنی مثلا down the street الزاما به معنی پایین خیابون یا خیابون پایینی نیست. در واقعا down the street یه عبارت مصطلح set محسوب میشه و اشاره داره به جایی (یا محدوده ای) که زیاد از محل مورد نظر شما دور نیست. در همین مثال بالا ?have you been to the new mall down the street داره به پاساژی اشاره می کنه که دور نیست و همین چند خیابون پایین تره.

به این مثال دقت کنید: I was walking down the street and bumped into Pavel, you know

یعنی داشتم از خیابونه رد می شدم (پیاده رو حرکت می کردم) که پاول رو دیدم، میشناسیش دیگه”.

پس بیاید اینطور نتیجه بگیریم که down the street یعنی خیابونی که برای طرفین اشناس و از محل مورد نظرشون دور نیست. یعنی اگه شما به یه کشور انگلیسی زبان سفر کردید و ادرس جایی رو پرسیدین و بهتون گفتن it’s just down the street یعنی دور نیست و همین چند خیابون پایین تره (ممکنه از نظر ما ایرونیا اون خیابون، خیابون بالایی باشه اما همونطور که گفتم این بالا پایین بودن مهم نیست. در فارسی وقتی میگیم “چند خیابون پایین تر” یعنی خیابونی که زیاد دور نیست و زود میشه به اون مکان رسید).

حالا اگه مثال زیر رو هم بخونید دیگه قطعا باید موضوع براتون حل شده باشه:

?A: have you been to the new mall

?B: no, where is that

A: it’s just down the street from our house

A: این پاساژ جدیده رو دیدی؟

B: نه، کجاست؟

A: همین چند خیابون پایین تر از خونه ی ما

(شخص A دقیقا نگفت کدوم خیابون ولی با این حال شخص B منظور شخص A رو فهمید(

نکته ی کوچولو: چون شخص b داره اولین بار در مورد mall صحبت می کنه، از that استفاده می کنه. حالا اگه باز بخواد به mall اشاره کنه به جای that از it استفاده می کنه. همونطور که شخص A چون خودش بحث mall رو ابتدا بکار برده بود پس دفعه ی بعد از it استفاده کرد. نکته مهم و ظریفیه که بیشتر میشه در موردش صحبت کرد.

.

ضمنا ما به check out هم اشاره کردیم. این اصطلاح کلا معنی دیدن/تماشا کردن یا حتی شنیدن رو میده، اما می تونه به معنی جایی سر زدن یا از جایی دیدن کردن هم باشه.

:Example

(?A: Have you been to the Italian restaurant? (Or have you checked out the new Italian restaurant

B: ya, I checked it out yesterday. The food was great

A: به این رستوران ایتالیایی سر زدی؟

B: اره، دیروز سر زدم. غذاش معرکه بود.

Check out sth از نظر لغوی یعنی “جایی رو دیدن” اما در واقع معنی “جایی سر زدن و از اونجا دیدن کردن” رو میده.

.

۷- fair enough هم باز از اون عبارت هاییه که خیلی از non-native ها باهاش مشکل دارن. ببینید fair enough رو وقتی استفاده می کنیم که بخواهیم جواب مثبتی به کسی بدیم یا حرف طرف مقابل رو تایید کنیم هر چند که باب میلمون نباشه. برای مثال تو همین فیلم the Hobbit, an unexpected journey اثر جدید پیتر جکسون ، تو اون صحنه ی که گالوم (همون موجود دوست داشتنی!) داشت برای بیلبو بگینز شرط میذاشت که اگه بگینز بتونه جواب معماش رو بده مسیر رو بهش نشون بده و اگه اشتباه گفت بخوردش! بعد از گذاشتن این شرط بگینز برگشت به گالوم گفت fair enough . در واقع بگینز از روی ناچاری مجبور بود قبول کنه هر چند که واقعا fair نبود! چون یه طرف شرط نشون دادن مسیر بود و یه طرفش هم از دست دادن جونش.

پس، از fair enough زمانی استفاده می کنیم که چاره ای جز قبول حرف طرف مقابل نداشته باشیم چون داره حرف حق یا حرفی که نمیشه روش حرفی زد، میزنه.

بذارید حالت دیگه رو هم برسی کنیم. فرض کنید برادرتون می خواد یه موبایل جدید بخره. شما بهش میگید که اخه چه نیازی به موبایل جدید داره وقتی موبایل خودش سالمه و خوب کار می کنه و همه نوع امکاناتی هم داره. اما برادرتون همچنان سر حرفشه و تصمیم داره که یه موبایل جدید بخره. این مشاجره بینتون ادامه پیدا می کنه تا اینکه برادرتون عصبانی میشه و میگه پول خودشه و ربطی به شما نداره که می خواد چه جوری خرجش کنه. پس شما هم بهش میگید fair enough و مشاجره تموم میشه! یعنی حرفت منطقیه و من هم قبول می کنم هر چند واقعا نظر من مثبت نیست. (که البته کاربرد fair enough در اینجا کمی حالت طنز داره)

.

این وسط حالا ما یه واژه ی fine هم داریم که کاربرد مشابهی داره. از این واژه وقتی استفاده می کنیم که از سر اجبار یا زور و علی رغم میل باطنی جواب مثبت بدیم.

:Example

Mom: Louise, give your sis a hand with the dishes

?Louise: why should I

Grandfather: mind you mother, Louise

Louise: fine

مادر: لویز، تو شستن ظرفا یه کمکی به خواهرت بکن

لویز: اخه چرا من باید این کارو بکنم؟

پدربزرگ: حرف مادرتو گوش کن لویز!

لویز: باشه

میبینید که لویز نمی خواد که ظرفا رو بشوره اما به خاطر حرف پدربزرگش مجبور میشه که این کار رو بکنه پس به جای ok از fine استفاده می کنه تا نشون بده از سر اجباره که داره قبول می کنه و با این کارش یه جورایی اعتراض خودش رو هم نشون میده.

.

۸- در امریکا اکثر واحد های سنجش با دیگر کشورها متفاوته. برای مثال اونها برای میزان بلندی/ارتفاع/مسیر در مقیاس های بزرگتر، از مایل و در مقیاس های کوچک تر از فوت یا اینچ به جای کیلومتر/متر/سانتی متر و یا برای میزان سنگینی از پوند به جای کیلوگرم استفاده می کنن. حالا ممکنه وقتی در مورد قد کسی سوال می کنین با چنین چیزی برخورد کنید:

He’s pretty tall, like six three

در چنین مواقعی عدد اول بر حسب “فوت (foot)” و عدد دوم بر حسب “اینچ (inch)” ـه. پس عبارت بالا به این صورته six feet three inches  که در محاوره فوت و اینچ حذف میشن.

ضمنا هر فوت حدودا ۳۰ سانت و هر اینچ هم حدودا ۲٫۵ سانته. پس six three میشه ۱۸۷٫۵ سانت

.

 ۹- تو یکی از سایت ها یه اموزش اشتباهی در مورد استرس در واژه هایی teenدار مثل thirteen، fourteen و… داده شده. چیزی که گفته شده اینه که هروقت این اعداد به تنهایی و موقع شمارش بکار برن استرس بروی قسمت اول و اگر در جمله بکار برن استرس در قسمت دوم قرار داره.

.

گفته ی بالا کاملا غلطه. شکل صحیح رعایت استرس در اعداد teenدار به این شکله:

هر گاه بعد از اعداد teenدار هیچ اسمی بکار برده نشه، استرس بروی سیلاب دوم قرار داره و اگر اسمی بعد از این اعداد قرار بگیره، استرس بروی سیلاب اول خواهد بود.

:Example 1

There’s thirteen cookies left

 اگر عبارت بالا رو (سیزده تا کلوچه مونده) طبق گفته ی اون سایت تلفظ کنیم باید استرس thirteen بروی سیلاب دوم باشه در حالی که اصلن اینطور نیست. در اینجا چون بعد از thirteen اسم قرار گرفته پس استرس بروی سیلاب اول (thir) خواهد بود.

نکته: ممکنه دوستان ایراد بگیرن که در این مثال من باید از there are به جای there is استفاده می کردم. این درسته ولی در انگلیسی محاوره ای امریکایی بسیار رایجه که حتی در مواردی که اسم جمع در جمله بکار برده شده، از there is استفاده می کنن.

.

:Example 2

I’m sixteen

در اینجا هم چون بعد از sixteen هیچ اسمی قرار نگرفته پس استرس بروی سیلاب دومه (teen).

حالا یک سری نکات جالب دیگه در همین مورد و اعداد ty دار مثل ninety، forty و… هست که بسیار مهم هستن اما قبلش باید نکاتی رو در مورد نحوه ی تلفظ t بدونید. (من نحوه ی تلفظ حرف t رو در هفت بند اماده کردم. باورتون میشه t بسته به موقعیت به هفت شکل مختلف تلفظ میشه و یا گاهی اصلن تلفظ نمیشه! البته همه ی این هقت شکل فقط در محاوره رایجه وگرنه در انگلیسی استاندارد t فقط به صورت “ت” تلفظ میشه. اما واقعیت انگلیسی محاوره ای امریکایی چیز دیگه ایه که بزودی با همه اینها در کتابی که قولش رو دادم، اشنا میشین).

.

۱۰- و در اخر یه نکته ی کوچولو اما خیلی مهم که کمتر کسی رعایتش می کنه و اونم اینه که تا اونجا که می تونید از واژه handsome به معنی مرد خوش قیافه استفاده نکنید. اخه تو ایران خیلی رایجه که از این واژه استفاده می کنن ولی باور کنید کمتر امریکایی از این واژه استفاده می کنه. میشه گفت handsome دیگه یه واژه ی منسوخ شده (old-fashioned) حساب میشه. بهتره موقع صحبت در مورد یه مرد خوش قیافه از عبارت good-looking استفاده کنید که در محاوره بسیار رایجه.

.

.

.

?You: Hey .. Are You Okay

Me: No,  i̶ f̶e̶e̶l̶ s̶o̶ l̶o̶n̶e̶l̶y̶. i̶ f̶e̶e̶l̶ l̶i̶k̶e̶ t̶h̶e̶r̶e̶’s̶ n̶o̶b̶o̶d̶y̶ o̶u̶t̶ t̶h̶e̶r̶e̶ f̶o̶r̶ m̶e̶ i̶ w̶a̶n̶t̶ y̶o̶u̶ i̶ w̶a̶n̶t̶ y̶o̶u̶ s̶o̶ b̶a̶d̶l̶y̶. i̶ w̶a̶n̶t̶ y̶o̶u̶ t̶o̶ b̶e̶ t̶h̶e̶r̶e̶ f̶o̶r̶ m̶e̶ n̶o̶ m̶a̶t̶t̶e̶r̶ w̶ha̶t̶ h̶a̶p̶p̶e̶n̶s̶ i̶ w̶a̶n̶t̶ t̶o̶ l̶o̶v̶e̶ y̶o̶u̶ ,, i̶ ,, i̶ h̶a̶t̶e̶ t̶h̶a̶t̶ y̶o̶u̶ d̶o̶n̶’t̶ c̶a̶r̶e̶ a̶b̶o̶u̶t̶ m̶e̶ l̶i̶k̶e̶ i̶ c̶a̶r̶e̶ a̶b̶o̶u̶t̶ y̶o̶u̶ ,, Ya, I’м Fine

한글

 راستش مدتیه تو این فکرم که یه کار جدید دیگه ای تو این سایت شروع کنم که شاید از شنیدنش تعجب کنید!

تو کشورمون اگه کسی علاقه مند به یادگیری زبانی به غیر از انگلیسی ، فرانسوی و عربی ، باشه میدونه که منابع چندان قوی و جامعی به زبان فارسی وجود نداره و این افراد مجبور هستن ابتدا انگلیسی رو خوب یاد بگیرن تا بتونن از منابع انگلیسی استفاده کنن. فکر می کنید تو کشورمون چندتا کتاب و سی دی در باره ی زبان های شرق اسیا مثل کره ای ، چینی ، ژاپنی وجود داره.

مدتی هست که رو زبان کره مطالعه ی زیادی دارم و تصمیم دارم این زبان رو هم به موضوعات سایت اضافه کنم.

البته من تو زبان کره ای کاملا یه مبتدی هستم و اینکه می خوام تو این سایت به این زبان هم بپردازم اولا به خاطر علاقه ی شخصی خودم به کره و زبان کره ایه و ثانیا منابع فارسی مناسبی برای زبان کره وجود نداره. تنها کتابی که الان می تونید در بازار پیدا کنید “زبان کره در سفر” هست که با این کتاب فقط طوطی وار یه چندتا جمله حفظ می کنید همین.

تا اونجا که من اطلاع دارم و پرس و جو کردم چیزی به عنوان گرامر کره ای هم به زبان فارسی وجود نداره.

در مورد زبان چینی و ژاپنی هم همین مورد صادقه. یکی از کارای خوب کشور چین اینه که با کشور هایی که روابط دیپلماتیک داره ، از طرف سفارت خودش یه فرد چینی مسلط به زبان کشور مقصد برای ترویج زبان چینی اعزام می کنه.

تو کشور ما هم تا همین چند سال پیش از طرف سفارت چین یه فرد چینی مسلط به فارسی به ایران اومده بود تا با کلاس هایی که برگزار می کرد این زبان رو به ایرانیا یاد بده. حتی تدریس زبان چینی در یکی از دانشگاه های تهران بر عهده همین فرد بود. ولی همین تنها مدرس چینی بیخیال میشه و میره چین و تمامی کلاس های چینی به حالت تعلیق در میان.

زبان ژاپنی هم از اون زبان های فوق العاده دشواره. برای یاد گیری این زبان واقعا باید از همه چیتون بزنید! مگر نه اینکه مجبور باشید این زبان رو یاد بگیرید.

اما زبان کره که نسبت به زبان ژاپنی و چینی ملایم تره! و رسم الخطش هم ساده تره و هم جدیدتر. یادگیری این زبان کار زیاد دشواری نیست یعنی پیچیدگی خاصی نداره (اگه می خواهید بدونید منظورم از پیچیدگی یعنی چی یه مطالعه کلی درباره ی زبان المانی داشته باشید!) . درسته تو تلفظ کلمات استثنائاتی وجود داره ولی در کل قابل چشم پوشی هستن. چیزی که فکر منو یکم مشغول کرده اینه که قراره چطور تلفظ کلمات رو بنویسم. نه زبان فارسی و نه انگلیسی پاسخگوی کامل برای نحوه ی تلفظ حرف ها و واژه نیستن. برای این مشکل هم یه فکرایی دارم مثل قرار فایل صوتی تلفظ واژه ها. یه چندتا نمونه که گوش کنید احتمالا مشکل برطرف میشه.

فکر می کنم یادگیری زبان کره ای متقاضی زیادی داره. علاقه ی ایرونیا به شرق اسیا خصوصا کره ی جنوبی رو میشه از تعداد وبلاگ ها و وبسایت های فراوانی که برای خواننده ها ، بازیگرا ، فیلم و سریال کره ای و … ساخته شده ، فهمید. علاقه ای که ابتدا صدا سیما با نمایش سریال جواهری در قصر پایه ریزی کرد و حالا تب کره(!) خیلی از ایرونیا خصوصا تین ایجرها رو گرفته و کمبود منابع مناسب برای یادگیری این زبان کاملا احساس میشه.

بعد از تموم شدن کار تالیف کتاب ، همزمان سایت رو هم با مطالب روز انگلیسی امریکایی و هم با اموزش زبان کره ای بروز می کنم. با سبک کار من که اشنا هستین . قراره درباره ی زبان کره ای هم به همین شکل بنویسم. البته باز میگم من تو زبان کره ای یه مبتدی هستم و انتظار زیادی از من نداشته باشید. سعی می کنم مطالعه ام رو در مورد زبان کره ای زیاد تر کنم. بیشتر از یک سال میشد که من یادگیری زبان کره ای رو کنار گذاشته بودم (به خاطر نبود منابع مناسب) و متاسفانه خیلی از مطالب رو فراموش کردم ولی الان چند ماهی میشه که دوباره شروع کردم و خودم از پیشرفت کارم راضیم.

من زبان کره ای رو با شما هم به صورت محاوره ای و هم به صورت رسمی کار می کنم. سعی می کنم طوری بنویسم و به مسائلی بپردازم که تا شما رو به اصطلاح “پس نزنه”.  گرامر کره ای با انگلیسی زمین تا اسمون فرق داره و نسبت به انگلیسی میشه گفت یه جورایی راحتره. دقیقا همونجور می نویسم که شما در فیلم و سریال های کره ای باهاش رو به رو میشین. برای مثال در زبان کره ای در حالت مودبانه رایجه که از kam sam nida استفاده می کنن ولی شما در فیلم ها می بینین که افرادی با هم رابطه ی صمیمی و دوستانه دارن از این عبارت به ندرت استفاده می کنن و به جاش میگن komao

این یه نمونه ی ساده بود فقط خواستم بگم که قراره به تمامی جنبه ی های زبان کره ای (رسمی و غیر رسمی) بپردازم. تو درس اول هم با ابتدایی ترین مسائل زبان کره ای شروع می کنیم مثل حروف الفبا و نحوه ی تلفظ عجیب برخی حرفها و …

من منتظر نظرات شما در این رابطه هستم. می خوام بدونم اصلن تو این سایت طرفدار زبان کره ای داریم یا نه. اگه افرادی هستن که با زبان کره ای اشنایی دارن حتما پیام بذارن. امیدوارم این محیط باعث شه تا هم شما و هم من بهتر بتونیم با این زبان ارتباط برقرار کنیم. این پست در ابتدای سایت ثابت می مونه تا نظرات شما رو در این باره بدونم.

ضمنا به زودی (بعده امتحانات پایان ترمم) یه مطلب جدید در رابطه با چندتا اصطلاح محاوره ای و slang امریکایی میذازم. از اون مطالبیه که احتمالا پسرا بیشتر خوششون بیاد!

پس تا اون موقع

اموزش زبان کره ای

در وبسایت بازه ، حیای وبمستر کجا رفته!

همینجوری به صورت خودجوش تصمیم گرفتم سایت رو با یکی دو اصطلاح جدید اپ کنم! می دونید که به خاطر تالیف کتاب – که شرح مبسوطش رو می تونید تو پست های قبل دنبال کنید- از این فرصتا برای بروز کردن سایت پیدا نمی کنم. ضمنا من با نشر مطالبم در دیگر سایت ها و وبلاگ ها بدون ذکر منبع مشکلی ندارم و هموطنور که قبلا در بلاگم (۱۰۰۰idioms.mihanblog.com) گفتم تمام قوانین این سایت وله پس لطفا سو استفاده کنید! (ر.ک عنوان پست)

۱- اگه از کاربران سایت فیسبـ*ک باشین می دونید علاوه بر اینکه می تونید همیشه با دوستان خودتون در ارتباط باشین ، این امکان هم براتون وجود داره که با مراجعه به پروفایل افراد اطلاعات زیادی مثل عکس ها ، علایقشون ، اینکه با چه کسی در ارتباط هستن به دست بیارین و یا با خوندن نوشته هاشون حتی با شخصیت کلیشون هم اشنا بشین. چیزی که تو همه جای دنیا رایجه! Facebook stalk به عملی گفته میشه که مثلا شما از دختر/پسری خوشتون میاد و دوست دارین قبل از اینکه باهاش رابطه برقرار کنید ، اطلاعاتی رو در موردش بدست بیارین که مثلا ایا در حال حاضر با کسی در ارتباطه یا single ـه!

:example 1

I didn’t know her in person but I Facebook stalked her and found out she’s in a relationship with a guy

.

:example 2

This girl in my chem class is cute, I will have to Facebook stalk her to find out more about her

.

2- شاید اطلاع داشته باشید که این روزا کلیپ اهنگ یه خواننده ی کره ای به اسم PSY تونسته مرز یک میلیارد بازدید رو رد کنه و رکورد بیشترین لایک رو در تاریخ یوتیـ*ب بشکنه. به نظر میرسه که تونسته تو دنیا حسابی محبوب بشه. راستش من این کلیپ رو ندیدم و علاقه ای هم به دیدنش ندارم! اما اصطلاحی این روزا شنیده میشه و فکر کردم بهتره اینجا معرفی کنم اینه: one hit wonder

One hit wonder به کسی گفته میشه که چندان معروف نیست یا به قول معروف اهنگ شاخی تو کارنامه اش نداره اما یهو میاد یه اهنگی می خونه که تا مدتها ورد زبونا میشه. پس one hit wonder به کسی گفته میشه که در تاریخ هنری خودش یکی دو اهنگ hit (محبوب) بیشتر نداره. one hit wonder بار منفی داره و قطعا هیچ خواننده ای دوست نداره که one hit wonder خطاب بشه.

most wanted! dead or alive

سلام مجدد به همه ی دوستان

می دونم خیلیاتون به امید اپ شدن ، مدام به این سایت سر می زنین. تنها چیزی که فعلن می تونم بگم اینه که این روزا در حال گرد اوری و ویرایش مطالبم هستم تا در قالب یک یا شاید چند جلد کتاب منتشرشون کنم. فکر کنم اینطوری مطالبم شانس بیشتر دیده شدنو می تونن پیدا کنن. همونطور که مطلع هستید بازار پر نوسان “کاغذ” به مطبوعات و انتشارات به شدت ضربه زده و نه مولف ها و نه ناشرها تمایلی ندارن تو این اوضاع نا به سامان فعلی ریسک کنن و به اون صورت کتابی منتشر کنن. منم از این قضیه مستثنی نیستم. البته تو چند روز گذشته خبرای خوبی در رابطه با واردات کاغذ منتشر شده و جای امیدواری هست اوضاع فعلی کمی سامان پیدا کنه.

اینکه چقدر طول بکشه تا کار تالیف تموم شه برای خود من هم مشخص نیست! منم چندان عجله ای ندارم! سعی می کنم از این فرصت نهایت استفاده رو ببرم و مدام در حال حذف یا اضافه کردن بخش های مختلف به نوشته هام هستم. چون واقعا می خوام یه چیز کم عیب و نقص و منحصر به فردی از اب دربیاد.

از نظراتتون فهمیدم به بخش “گزارشات انگلیسی فوتبال” خیلی بیشتر علاقه مند هستین. راستش تصمیم داشتم “گزارشات انگلیسی فوتبال” رو بعدها در قالب کتاب جداگانه ای منتشر کنم ولی حالا می خوام این بخش رو هم تکمیل کنم تا دیگه چیزی از قلم نیوفته. ببینید قبل از من هم خیلیای دیگه چه در قالب کتاب و چه در قالب سایت در مورد اصطلاحات و واژه های انگلیسی فوتبال مطلب نوشتن. مطالب اونا در واقع “فرهنگ اصطلاحات فوتبال” محسوب میشه. بخش اول نوشته های من هم “فرهنگ فوتبال” ـه. یعنی یک سری واژه و اصطلاح در مورد افراد ، قوانین فوتبال ، انواع ضربه ها وغیره که تا اینجا نوشته های من با نمونه های مشابهش تفاوتی نداره. در واقع از بخش دوم فوتبال کار من شروع میشه. مطالبی مث فوتبال در محاوره ، استراتژی در فوتبال و بخش advanced (شاید عنوانش مناسب نباشه) که مهم ترین بخشه فوتباله و اینجاست که تفاوت کار من با بقیه ی دوستان مشخص میشه. تا یادم نرفته این نکته ی خیلی مهم رو هم بگم که “گزارشات انگلیسی فوتبال” در قالب انگلیسی بریتانیایی تنظیم شده. میگید چرا؟!

ببینید فوتبال تقریبا در همه ی کشورها به عنوان ورزش اول یا حداقل ورزش دوم (از نظر محبوبیت) محسوب میشه. اما در امریکا اصلا اینطور نیست و ورزش فوتبال بعد از “بیسبال” ، “فوتبال امریکایی” ، “بسکتبال” ، “هاکی روی یخ” ، به عنوان ۵مین ورزش محبوب (با اغماز! گفته میشه حتی سوارکاری هم از فوتبال محبوب تره!) در امریکا محسوب میشه. با اینکه خیلی تلاش شد با اوردن بازیکنای مطرحی همچون بکهام فوتبال این کشور جون دوباره ای بگیره ولی این اتفاق هرگز نیوفتاد. در مقابل در بریتانیا ورزش فوتبال نه تنها ورزش اول (از نظر محبوبیت) این کشور محسوب میشه بلکه عنوان “ورزش ملی بریتانیا” رو هم با خودش یدک می کشه و لیگ جزیره اگه نگیم بهترینه ، قطعا جز بهترین ها محسوب میشه. این پرده ی اول!

مسئله ی مهم بعدی اینه که گستره ی اصطلاحات و واژه ها در زمینه ی فوتبال در بریتیش به مراتب بیشتر از امریکنه و اصلن قابل قیاس نیست. حتی بسیاری از عباراتی که در فرهنگ فوتبال در امریکا استفاده میشن از انگلیسی بریتانیایی گرفته شدن.

هر جور که به قضیه نگاه کنیم می بینیم که عاقلانه اس که در مورد فوتبال پیگیر فوتبال بریتانیا با انگلیسی بریتیش باشیم.

موضوع بعدی که فکر کنم بازخورد های خوبی داشته باشه ، بخشیه که به انگلیسی خاص شهر نیویورک اختصاص دادم. عنوانشو گذاشتم New Yawk Style . از اون مطالب واقعا شاخیه! که امیدوارم مشکل مجوز از ارشاد پیدا نکنه! البته تا جا داشت سانسورش کردم! تا به مشکلی بر نخوره.

خلاصه این که همه ی فکر و ذهنم رو این روزا گذاشتم رو همین کتاب (هنوز نمیدونم چه اسمی رو کتاب بذارم!). سعی می کنم عجله نکنم ، جوگیر نشم ، الکی مطلب پر نکنم و …

دیگه حرفی نمی مونه جز اینکه وقتی کتاب اماده شد ، قبل از اینکه بره برای مجوز و چاپ حتما خبرشو اینجا می ذارم.

ضمنا این بخشی که بالا می بینین مربوط به فروشگاهه و شخص دیگه ای پاسخگوئه پس لطفا اگه سوالی در مورد اون محصولات دارید با همون بخش در میون بذارید نه از بخش”تماس با ما”.

!I’ma open ya up ta da cool worlda North American English

سلام به همگی

ببخشید بابت این چن ماه بی خبری! ولی خب برگشتم! هر چند که چندان توفیری هم با نبودنم نداره چون برای این پست مطلب خاصی اماده نکردم. خواستم بگم من حالم خیلی خوبه و صحیح و سالمم (اگه براتون مهمه!) و مهم تر از اون اینکه بزودی باز کارمو ادامه میدم. این بار خیلی با برنامه تر جلو میرم. اصن اومدم که از برنامم براتون بگم.

۱- تصمیم دارم تو سری جدید کارام گرامر انگلیسی رو هم لابه لای اصطلاحات جا بدم. ینی سعی می کنم مثالی که برای اصطلاحات انتخاب می کنم یه نکته ی مهم گرامری توش بکار رفته باشه که توضیحش بدم. البته شما این بار گرامر انگلیسی رو خیلی متفاوت یاد میگیرین. بهتون قول میدم که بخش گرامر همون قدر جذاب باشه که بخش اصطلاحات انگلیسی هست. گرامر انگلیسی بیشتر شامل همون “زمان ها” میشه اما تو همین زمان ها خیلیا مشکل دارن. خیلیا فرق “حال ساده” رو با “حال استمراری” نمیدونن و نمی دونن که اگه بجا استفاده نکنن چه فاجعه ای به بار میاد! خیلیا نمی دونن که چون Present Perfect معادل با “ماضی نقلی” در فارسیه ، دلیل نمیشه که موقع ترجمه حتما به صورت ماضی نقلی ترجمه شه ،تازه پاش بیوفته حال استمراری هم ترجمه میشه! یا اینکه کلمه ی Office رو کی با حرف اضافه ی at باید بکار برد و کی با in

.

2- برنامه ی بعدیم عنوانش “pop culture” ـه ، تقلیدیه از سایت نیویورک تایمز”NYtimes.com” با همین عنوان. سایت نیویرک تایمز هر از گاهی یه مطلبی با عنوان pop culture منتشر می کنه. پاپ کالچر ها شامل اصطلاحات و واژه هایی هستن که به سرعت بین مردم محبوب شدن. مثلا تو همین کشور خودمون یه زمانی اصطلاح “پـ نه پـ” رایج شده بود. پاپ کالچر ها ارزش اموزشی! ندارن یعنی اگه یاد نگیرین هم چیز خاصی از دست ندادین. مثلا تو یکی از این پاپ کاچر ها ، من در مورد واژه ی Blieber نوشتم. Blieber که از ترکیب believe و Bieber ساخته شده ، عنوانیه که به طرفداران دو اتیشه ی خواننده ی مردمی “جاستین بیبر” گفته میشه! کلا این مطالب بیشتر جنبه ی سرگرمی دارن.

 .

۳- برنامه ی بعدی من مربوط میشه به اصطلاحات و عبارات و واژه ها و به عبارت کلی مکالماتی که مربوط میشن به صده ی نهصد میلادی (بین ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۰). اینکه می خوام اصطلاحات و مکالمات قدیمی رو هم تو سایتم جا کنم به خاطر علاقه نسبی که خود من به فیلم مربوط به این دهه ها دارم (منظورم فیلم هایی هستن که موضوعشون به این دهه ها بر میگرده نه تاریخ ساخت فیلم ها! مثل سریال Boardwalk Empire). البته این اصطلاحات رو تو خیلی از متون قدیمی میبینین یا حتی تو خیلی از این اهنگ های هیپ هاپ شنیده میشن. جالبه بدونین مثلا ریشه اصطلاح “cool” برمیگرده به دهه ی ۲۰ میلادی (۱۹۲۰-۱۹۳۰) که از اون موقع تا به الان این اصطلاح هرگز old-fashioned نشده که روز به روز محبوب تر هم شده.

 .

اینا بخشایی از برنامه ی من بودن اما قطعا نقطه ی عطف تمامی اینها ، دو تا مطلبیه که حسابی روشون وقت گذاشتم. مطالبی که به طرز خوفناکی سرویس شدم تا بلاخره اون چیزی از اب در بیان که می خواستم.

مطلب اول یه پرونده ی جامع و عریض طویلیه در مورد “گزارشات انگلیسی فوتبال“. من سعی کردم تمامی عبارت ها و اصطلاحات رو از همون ابتدا تا تخصصی ترینشون با توضیح کامل جمع کنم و هر بار بخشی از اون رو منتشر کنم. یه چیز فوق العاده جالبی از اب در اومده. قول میدم بعده اینکه اون مطالب رو خوندین دیگه هیچ مشکلی تو درک گزارشات انگلیسی خصوصا تو بازی های فیفا یا Pes نداشته باشین. البته فقط به گزارشات فوتبال محدود نشده. هر اصطلاح یا عبارتی که به نوعی به فوتبال مربوط میشه. مثلا عبارت “سقف قرارداد” که تو انگلیسی میگن “salary cap”. کلا تو این سری در مورد اصطلاحات محاوره ای فوتبال هم نوشتم.

 .

مطلب بعدیم هم باز یه پرونده ی دیگه اس که به نظر خودم بهترین و جالب ترین مطلبیه که تا به حال تو این چند سال نوشتم. اسم این پرونده African-American English ـه و همونطور که از اسمش هم پیداس در مورد انگلیسی افریقایی-امریکاییه.

بذارین از همون اولش توضیح بدم. انگلیسی افریقایی-امریکایی نوع خاصی از زبان انگلیسی امریکاییه که سیاه پوستان امریکایی باهاش صحبت می کنن و در اکثر ایالت های سیاه پوست نشین امریکا زبان رسمی اونها محسوب میشه. تا اینجا که دلیل خاصی نمی بینین که این نوع از انگلیسی رو یاد بگیرین اما اهمیت این زبان وقتی مشخص میشه که بدونین اولا خود انگلیسی امریکایی به شدت تحت تاثیر این نوع از انگلیسیه و اصطلاحات زیادی از اون وارد انگلیسی محاوره ای امریکایی شدن. دوم اینکه در جریان هستین که ستاره های دنیای هیپ هاپ (به جز “امینم”!) همگی سیاه پوست هستن پس طبیعیه که از AAE (اجازه بدین برای اینکه دهن بنده موقع نوشتن African-American English سرویس نشه از اختصار اون یعنی AAE استفاده کنم!) تو اهنگاشون استفاده کنن. این فقط به دنیای هیپ هاپ محدود نمیشه. خیلی از ستاره های پاپ هم حتی اوناش که سفید پوستن ، از AAE تو متن ترانه هاشون استفاده می کنن. ترانه ی BF جاستین بیبر مثال عینی برای این موضوعه! تو یه بخش از این ترانه: I got money in my hand…..swag swag swag on you

مشخصه که اینجا got به معنی have اومده ولی ما تو انگلیسی استاندارد امریکایی got رو این معنی نداریم (داریم مردم؟! نداریم که!). اصن این got رو به get ربط ندین! Got تو AAE به معنی “have” ـه. اصلن میدونین چیه ، استفاده از انگلیسی افریقایی-امریکایی موفقیت یه اهنگ رو تضمین می کنه!

راستی این Swag هم باز یه اصطلاح امریکایی-افریقاییه که بیشتر به معنی style بکار میره اما اینجا ربطی به استایل نداره. یه معنی دیگه swag همین خرت و پرتاییه (خنز پنزر!) که gf ها به BF هاشون میخرن و بلعکس!

پس برای درک بهتر اهنگ های هیپ هاپ و حتی پاپ امریکایی واجبه که اصلن اول با AAE خوب اشنا شین.

من برای “انگلیسی افریقایی امریکایی” دوتا پرونده اماده کردم. تو پرونده ی اول من AAE رو اونقدری بررسی کردم که وارد انگلیسی امریکایی شده. برای راحتی و سردرگم نشدن شما سه بخشش کردم: بخش اول از لحاظ تلفظ (مثلا حرف Th تو انگلیسی امریکایی به دو صورت ص (در عربی) و ض (در عربی) تلفظ میشه ولی در AAE به ۴ صورت) ، بخش دوم از لحاظ گرامری و بخش سوم هم شامل اصطلاحات و عباراتیه که از AAE وارد محاوره شدن.

اینها همه ی اون چیزایی بودن که باید می دونستین. اینکه کی برمیگردم مشخص نیست. یه هفته دیگه ، یه ماه دیگه ، دو ماه دیگه…. ولی این اتفاق تا قبل از مهر نمیوفته.

به ۵ مرد زرنگ و کاری و یا یک خانوم نیازمندیم!

با اینکه اصلن اپم نمیومد! و زیاد روبه را نبودم ولی سوژه با پای خودش اومد افتاد تو تور!

دیروز داشتم یه فیلمی با زیرنویس فارسی میدیدم که به مورد پایین برخوردم:

.

شخص اول: let’s visit Sarah on the way

شخص دوم: no, we’re late already

و ترجمه اش هم به این شکل بود:

شخص اول: بیا سر راه یه سری به سارا بزنیم.

شخص دوم: نه دیرمون شده

.

الان فکر می کنید که کجای این ترجمه مشکل داشته که من به این بدبخت گیر دادم!

در واقع قضیه مربوط به واژه ی already ـه که مترجم عزیز already رو به هیچ جاش حساب نکرده بود!! مطمئنم که اکثرتون واژه ی already رو یه واژه ی عجیب می دونین!  با اون کاربرد معروف این واژه که اشاره داره به انجام گرفتن کاری که در گذشته ، اشنا هستین. اما اینجا مفهومش فرق می کنه.

من هم عبارت بالا رو ترجمه می کنم:

شخص اول: چطوره سر راه یه سری به سارا بزنیم.

شخص دوم: نه ، همینجوریشم دیرمون شده.

.

خب ترجمه ی منو دیدین و متوجه این کاربرد جالب already شدین.

Already رو میشه “همین جوری هم” یا “الانش هم” معنی کرد.

.

مثال: the building already has cost me way too much money as it was supposed to

“این ساختمون همینجوریش هم خیلی بیشتر از اون چیزی که قرار بود ، برام هزینه برداشته.”

.

فکر کنم که کاملا با این مفهوم already اشنا شدین. حالا برای اینکه خوب این موضوع براتون جا بیوفته یه سری به دیکشنری های انلاین بزنین و مثال های اونارو هم بخونین.

.

ما که تا اینجا اومدیم! پس بهتره دیگر کاربردهای جالب already رو بررسی کنیم.

۱- یه کاربرد معروف دیگه ی already که حتما خیلیاتون باهاش اشنا هستین ، اینه که بگیم اتفاقی خیلی زود انجام گرفته به عبارتی یه جورایی اضهار تعجب می کنیم.

مثال: ?are you leaving already

“به این زودی داری میری؟

.

مثال: ?is it five (o’clock) already

 به این زودی (ساعت) ۵ شد؟

.

۲- واژه ی already (به صورت ɔ reddy – aw reddy) تو محاوره دوتا کاربرد خیلی رایجی هم داره که شاید خیلیاتون باهاش اشنا نباشین.

- یه کاربردش برای وقتیه به جمله مون یه شدت و هیجان خاصی بدیم! یا به عبارتی بگیم که کاری که از کسی خواستیمو باید سریع انجام بده.

مثال: Come on! Let’s go already

زودباش! بیا زود بدیم.

.

مثال: what are you waiting for? There’s a lot to do. Get busy already

“ده معطل چی هستی؟ یه عالمه کار داریم. زودباش مشغول شو”

(wait از نظر لغوی یعنی منتظر شدن اما میشه باهاش مفهوم معطل شدن رو هم منتقل کرد.

مثال: sorry if I kept you waiting  

ببخشید اگه معطلت کردم)

.

.

- کاربرد دوم already معادله با “yeah” یا “for sure”. در واقع برای “موافقت کردن” ، “قبول کردن” ، “پاسخ مثبت دادن” بکار میره. این اصطلاح در واقع کوتاه شده همون عبارت معروف I know already و you know already ـه.

?A: would you like some more coffee

!B: already

A: یکم دیگه قهوه میل داری؟

B: معلومه!

.

!A: your son is so bright! Knock on wood

!B: Already

A: بزنم به تخته! پسرت خیلی باهوشه!

B: معلومه!

.

خب طبق معمول خواستم یه نکته ی کوچولو در حد چند سطر بگم اما باز چندتا نکته از بغلش زد بیرونو دست اخر یه رمان از اب در اومد! چه کنیم دیگه! دیگه!

.

.

.

خدایــــــــــــــــــــــــا

بابـــــت آن روز که ســــــرت فریاد کشیدم ، متــــــــــــاسفم

من عصــــــــــبانی بودم

برای انــسانی که تو می گفتی ارزشــش را ندارد

و من پا فــــــــــــــــشاری کردم

تابلو!

وقتی می خوایم بگیم چیزی خیلی مشخص و واضحه ، اصطلاحا میگیم: “تابلوئه”. خب حالا بیاین این اصطلاح جالب رو تو انگلیسی امریکایی به عنوان اولین پست سال ۹۱ بررسی کنیم.

“تابلو بودن” تو فارسی مفاهیم و کاربرد های مختلفی داره.

یکی از اصطلاحاتی که به همین موضوع اشاره داره اینه: stick/stand out a mile

It stood out a mile that she was lying

 ”از دور داد میزد (خیلی تابلو بود) که داشت دروغ می گفت”

.

.

گاهی تابلو بودن به این اشاره داره که فهمیدن جواب چیزی خیلی اسونه.

No-brainer برای همین موضوع بکار میره. No-brainer اسمه.

مثال:

B: Who do you think is better-looking, Jennifer Lopez or Jessica Alba?

A: That’s a complete no-brainer! Jessica Alba is much hotter!

A: به نظرت کدوم یکی خوشگل تره، جنیفر لوپز یا جسیکا البا؟

B: این که خیلی تابلوئه! جسیکا البا جذاب تره!

*نکته: Mindf**k هم در مقابل no-brainer قرار داره.

.

.

و اصطلاح بعدی که به همین منظور به کار میره اینه: giveaway (اسمه). وقتی میگیم چیزی giveaway ـه یعنی اون چیز باعث لو دادن اصل قضیه و نمایاندن سر درون طرف میشه!

مثال: Vince was lying. His red face was a dead giveaway

” وینس داشت دروغ میگفت. اون قیافه ی سرخش بدجوری تابلو کرده بود (خیلی تابلو بود)”

.

مثال:

He’s been smoking dope. His glazed eyes were a clear giveaway

” از اون چشای خمارش تابلو بود (میشد فهمید) که dope مصرف می کنه (می کشه)”

.

* نکته ۱: پس یادتون باشه که برای تاکید رو giveaway ، از clear یا Dead استفاده کنین.

* نکته ۲: giveaway یه معنیه دیگه ای هم داره و اون اینه که به چیزی گفته میشه که کمپانیها رو محصولاتشون به عنوان هدیه به مشتریاشون ارائه میدن که میگیم “اشانتیون”

مثال: there’s a free CD with our magazine next month as a giveaway

” مجله ماه اینده قراره یه سی دی به عنوان اشانتیون داشته باشه”

نکته۳: dope دو تا معنی رایج داره. یکی به عنوان اسم یعنی مواد مخدر (نوعی ماده ی مخدر) و به عنوان صفت هم با awesome ، the bomb ، cool مترادفه به معنی خفن ، معرکه ، باحال

.

.

بیشتر معتادا با اینکه تابلو اند ولی ارزش هنری ندارند!

copy

۱- ماها معمولا به هر کارتی که امکان خرید با اونو داشته باشیم میگیم: credit card

اما باید بدونین که معمولا به کارت های بانکی دیگه credit card نمی گن و به جاش از عبارت cash card استفاده می کنند.

پس:

کارت های بانکی: cash card

کارت های اعتباری مثل credit card : visa card , master card , American express

.

.

2- اگه از بیننده های فیلم های پلیسی مثل سریال ۲۴ یا سری بازی های call of duty باشین حتما متوجه شدین که بعد از تموم شدن مکالمه با بیسیم ، این عبارتو به کار میبرن: copy that

Copy تو مکالمات بیسیم (رادیویی) به معنیه “دریافت کامل و واضح سیگنال ارسالی” ـه. پس ?do you copy یعنی “شنیدی؟” ، “دریافت شد؟” ، “مفهومه؟” . و عبارت copy that یعنی “سیگنال دریافت شد” ، “فهمیدم” ، “مفهومه”.

.Pilot: sir, we’re about to drop nuclear payload. What’s the order? Over

.HQ: negative, you got to return to base immediately. We’ve got a sandstorm headed your way

?Repeat, that’s a negative, return to base immediately. Do you copy

Pilot: copy that HQ. Returning to base

- خلبان : قربان داریم بمب اتمی رو پرتاب می کنیم. دستور چیه؟ تمام.

- مرکز فرماندهی :(پاسخ) منفیه. هرچه سریع ترین به پایگاه برگردین. ما متوجه حرکت یه طوفان شن در مسیر شما شدیم.

 تکرار میشه، پاسخ منفیه. هرچه سریع تر برگردین به پایگاه. دریافت شد؟

- خلبان : مرکز دریافت شد.داریم برمی گردیم

نکته : HQ مخفف Headquarters ـه.

.

.

ته نوشت:

۱- خاطرات بچه های وبلاگی:

داشتم پروژه دانشگاه رو درست میکردم بابام اومد تو اتاقم گفت:این چیه؟

گفتم:یه قطعه الکتریکی.

گفت: کارش چیه؟  گفتم:توضیحش سخته.

زارت گذاشت زیر گوشم و گفت: فکر کردی اون موقع که ۳ سالت بود و میپرسیدی بابا من چطور درست شدم توضیحش آسون بود ؟!

.

۲- دقت کردین:

اگه بچه ها لیوان بشکنن : ای دست و پا چلفتی …

-اگه مامانه بشکنتش : قضا بلا بود

-اگه باباهه بشکنتش : این لیوان اینجا چیکار میکنه…!!

.

۳- ادما اون چیزی نیستن که تو یکی دو دیدار اول نشون میدن. کمی فرصت بدین ، شاخ و دمشون رو هم می بینین!