با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید

shady

۱- یادمه تو فروم یکی از سایتا یکی نوشته بود:” this website is kind of shady ”
و بعد یه نفر دیگه اومده یه همچین چیزی نوشته بود: این سایت کجا رنگش تیره اس؟ مشکل از مانیتور خودته!

واژه ی shady تو گفتگوهای روزمره یه معنی رایج داره: “مشکوک” ، ” suspicious ” و معنی عمومی shady هم همون “تیره و تاریک” ، “سایه دار” ـه.
پس اون شخص منظورش این بوده که این سایت به نظر کمی مشکوک میاد نه اینکه این سایت رنگش تیره اس!

 

2- have had it up to here with sth/sb : این اصطلاح در واقع از ترکیب دو اصطلاح دیگه درست شده. یعنی از ترکیب have had it + be up to here
Have had it: این اصطلاح تو گفتگوهای روزمره و خودمونی بکار میره معانی مختلفی و بسیار جالبی داره:
۱- از دست کسی یا چیزی ذله شدن
مثال: I’ve had it with you two. Be quiet
” از دست شما دوتا ذله شدم. اروم باشین”

 

2- وقتی استفاده می کنیم که بگیم چیزی خیلی درب و داغونه
مثال: it looks like his car’s had it
“به نظر ماشینت خیلی درب و داغونه”

 

3- میشه وقتی استفاده کرد که بگیم خیلی خسته هستیم
مثال: I’ve had it! I’m going to bed
“خیلی خسته ام. میرم بخوابم”

 

4- وقتی استفاده می کنیم که بگیم اگه فلان کار رو بکنه عاقبت بدی در انتظارشه که با اصطلاح be done for مترادفه.
مثال: if you hit the wrong button, you’ve had it
” اگه دکمه رو اشتباهی فشار بدی (hit the bottom = دکمه رو فشار دادن/زدن) ، کارت تمومه!”

 

مثال: if I get caught we’re done for
” اگه دستگیر میشدیم کارمون ساخته بود”

 

مثال: when he pointed the gun at me , I’m like, I’ve had it!
” وقتی که اسلحه رو به طرف من نشونه رفت گفتم : من کارم ساخته اس!”
نکته: یکی از کاربردهای like اینه که عین حرفی رو که کسی زده ، نقل قول کنیم.

 

خب این همه ی اون چیزی بود که باید در مورد have had it می دونستین.
اما در مورد be up to here:
I’m up to here یعنی به اینجام رسیده (دست طرف گلو می بریم و میگین).
خب حالا تصور کنین که از ترکیب دو اصطلاح have had it یعنی “ذله شدن” و be up to here یعنی “به اینجام رسیده” ، چه اصطلاح جالبی از اب در میاد!
I’ve had it up to here with your lies
” از دست دروغای تو طاقتم دیگه طاق شده!”

تکنیک های لیسنینگ – the techniques of listening

افرادی هستن که با وجود بالا بودن سطح دانش و اطلاعات زبان انگلیسی ، وقتی تو یه موقعیت واقعی قرار میگیرن یا پای فیلمی میشینن ، خیلی کم متوجه مکالمات رد و بدل شده میشن و یا به اصطلاح کم میارن! (freeze up!). تصمیم گرفتم یه پست کامل و جامع و پایه ای در مورد اصول اولیه ی لیسنینگ رو براتون اماده کنم. این پست رو حتما مطالعه بفرمایین چون حکم راهنمای این سایت رو هم داره

۱- gonna: منظور همون going to ـه (تلفظ کنین gɔnə). چون تو محاورات امریکایی وقتی going to رو سریع تلفظ می کنن یه صدای مث gonna میده برای همین اینجوری می نویسن.

 

 

2- wanna: منظور از این یکی یعنی want to. البته Wanna (تلفظ کنین wʌnə) می تونه به Want a هم اشاره داشته باشه.

Wanna book = I want a book

Wanna read a book = I want to read a book

یه نکته ی دیگه اینکه ضمایر (I you she/he we they it) معمولا تو محاوره حذف می شن و درواقع نمیاریم.

 

 

3- gotta: (تلفظ کنین gʌdə) این هم اشاره داره به got to یا همون have got to یعنی “باید”. I gotta go یعنی باید برم.

 

 

4- ya: دو تا کاربرد داره: الف) you    ب) yeah یا yes

باید بدونین که تو محاوره ی امریکایی از you کمتر استفاده میشه و بجاش از ya (تلفظ میشه yə)

 

 

5- yo: این هم اشاره داره به your . تو محاوره کمتر میشنوین که بگین your و به جاش بیشتر از yo استفاده می کنن.

 

 

6- gimme: اشاره داره به give me و lemme اشاره داره به let me. دقت داشته باشین که حرف M تو gimme و lemme رو باید کمی با فشار تلفظ کنین با به عبارتی همون تشدید خودمون! یعنی مثلا gimme رو نگین “گیمی” ، بلکه باید بگین “گیمّی” یا به عبارتی “گیم می (نه گی می)”.

 

 

7- dat: اشاره داره به that .

 

 

8- whas: همون what’s. مثلا  Whas yo name? میشه what’s your name?

یا مثلا whasis name? میشه همون what’s his name?

 

 

9- thas: همون that’s ـه. مثلا thas right

 

 

10- چه فعل هایی که ing گرفتن و چه اون دسته واژه هایی که ing بخشی از خود واژه اس ، حرف g خونده نمیشه. freakin’ = freaking

همچنین حرف d در انتهای and خونده نمیشه و می نویسن an’ .

 

 

11- slang: به اون دسته از واژه ها و اصطلاحات یا در حالت کلی به گفتاری اطلاق میشه که فقط بین قشر جوون بیشتر رایجه و در واقع جزو اصطلاحات صادراتی محسوب نمیشن. اهنگ های رپ امریکایی پره از این نوع اصطلاحات هستن.

 

 

12- خیلیا can’t و can رو اشتباه میگیرن. باید دقت داشته باشین که can تلفظ میشه kən در حالی که can’t تلفظ میشه kæn. تو فیلما اگه خوب شنیده باشین T اخر رو نمیگن و تنها راه تشخیص can از can’t نحوه ی تلفظ حرف A ـه.

این در مورد was و wasn’t هم وجود داره. گاهی انقدر سریع تلفظ می کنن که شما نمیدونین was گفت یا wasn’t. چون n’t از اخر wasn’t دقیق شنیده نمیشه برای همین تنها راه تشخیصش اینه که اگه گفته شد Wəs یعنی was ولی اگه گفته شد wʌs یعنی wasn’t.

 

 

13- don’t خونده میشه don پس I donno یا I dunno یعنی I don’t know (باز هم t اخر خونده نمیشه)

 

 

14- of معمولا طوری تلفظ میشه که انگار صدای ə میده. و از اونجایی که a در واقع نماینده ی صدای ə محسوب میشه برای همینه که تو نوشتار هم بجاش از a استفاده میشه.

Outta = out of  یا  motha = mother

مثال: I have a pain in the back a my neck

 

 

15- کلمه ی are تو محاوره هیچوقت “ار” تلفظ نمیشه بلکه تقریبا همیشه صدای ə میده برای همین a می نویسن.

مثال: what a ya doin’ = what are you doing

 

شاید شما هم بارها جاهای مختلفی دیدن و تو فیلما شنیدین که are رو تو جمله نمیارن. همونطور که گفتیم صدای are تو جمله خیلی خفیفه و معمولا یه صدایی شبیه ə داره و خیلی وقت ها هم اصن صدا نداره و برای همینه که گاهی تو جمله ها are رو نمی نویسن. مثلا عبارت مشهور how ya doin’? رو در نظر بگیرین. در واقع اصل این جمله اینه: how are you doing?

یاداور میشم که عبارت how ya doin’? رایج ترین عبارت تو محاوره ی امریکایی برای احوال پرسیه.

 

 

16- to: دقت کنید که نباید تلفظ کنین tu (تو) بلکه باید بگین tə . برای همین to رو می نویسن ta .(اگه تلفظ کنین “تو” ، اون وقت منظورتون too ـه نه to). مثلا I’m goin’ ta the movies یا مثلا: gotta = got to

 

 

17- hafta: گفتیم که ta همون to ـه. پس میشه haf to و منظور از haf همون have ـه. معمولا have to رو تلفظ می کنن hafta

 

 

18- حرف t تو اخر what یا هر کلمه ای که با t ختم شه ، اگر حرف بعد از بعده اون با d شروع شه، تلفظ نمیشه.

مثلا what do you do که میگیم wha do you do یا مثلا sit down که میگیم si down (پس نباید بگین “سیت دان” یا “سیدٌان” بلکه “سی دان” باید تلفظ کنین)

پس یادتون باشه what are و what do تلفظ خیلی شبیه به همی دارن تنها راه تشخیصش اینه که اگه گفته شد wʌtə یعنی what are… و اگه گفته شد wʌdə در این حالت یعنی what do…

 

 

19- what is he doing رو تلفظ می کنن: wha dis e doin’  (باید بدونین که اکثر مواقع حرف t صدای d میده). درواقع حرف t با is با هم خونده میشن. پس میشه tis و چون t رو معمولا d تلفظ می کنن پس میشه dis .

ضمنا he رو تلفظ می کنن ای (نه هی) و her رو تلفظ می کنن ار (er).

 

 

20- تو اکثریت قریب به اتفاق ایالات متحده ، اگه کلمه ی قبل از you یا your به حرف s یا d ختم شه (مث is یا would یا did که به s یا d ختم شدن) ، you رو ژو یا جو (به عبارتی یه صدایی بین ژ و ج) تلفظ می کنن. مثلا would you رو تلفظ می کنن wouldja (وودژو).

باز هم این نکته رو متذکر میشم که این نوع تلفظ فقط تو مکالمات سریع رخ میده. تو مکالمه های اروم که بیشتر جنبه ارام بخشی و روحیه دهی دارن تغییری تو تلفظ رخ نمیده.

 

 

21- dja یا dija: منظور از dja همون did you ـه. همونطور که گفتیم تو این مواقع you رو “ژو” تلفظ می کنیم. تو این مورد حرف d از اخر did حذف میشه.

Did you = did ya = dja

مثلا جمله: wha dja do last night?

 

 

22- حرف t تو اعداد twenty و seventy خونده نمیشه یعنی به ترتیب میشن: tweny و seveny

I’ma tweny two-yr-old boy (I’ma = I’m a)

* تو slang هم fifty رو می خونن fity

 

 

23- این مورد هم تو گفتگوهای اسلنگ خیلی مشهوره: I’ma اشاره داره به I’m gonna

مثال: I’ma go out with jessie یعنی I’m going to go out with jessie

پس I’ma : 1- I’m a (تو مثال ۲۲ گفته شد(      ۲- I’m gonna

 

 

24- cha: همون you ـه .البته باید دقت داشته باشین که به تنهایی بکار نمیره و کاربردش به صورت چسبیده اس. مثلا getcha ، gotcha ، wetcha، betcha

* wetcha از Slang های مشهور سلطان رپ امریکا یعنی ice cube ـه. Wet یعنی کسی رو کشتن یا به مفهوم زیباتر و دقیقتر یعنی کسی رو غرق در خون کردن (تو خون خود طرف خیس کردن):

Now I gotta wetcha

I’m comin’ ta getcha

You better hope I don catch ya

* betcha یعنی bet you (شرط میبندم که ….)

Betcha he knows all about it

 

 

25- و در اخر میمونه: yup (تلفظ کنین یاپ) یعنی همون yea یا yes.

Yep (تلفظ کنین یِپ) هم به همین معنیه.

 

 

موفق باشین

get into

۱- اصطلاح get into sth معانی مختلف زیادی چه مستقیم و چه غیر مستقیم داره اما سه تا از معانی اون تو گفتگوهای روزمره بیشتر شنیده میشن:
- get into sth یا be into sth: نزدیک ترین معادل فارسی برای این اصطلاح اینه: “اهل چیزی بودن” ، “پایه ی چیزی بودن” اما اگه بخوام دقیق تر معنیش کنم باید بگم که یعنی “به چیزی علاقمند بودن یا به چیزی تمایل یا گرایش داشتن”
مثال: I ain’t into smoke
” اهل دود و دم نیستم”

 

مثال:
A: We’re gonna go along to the party tonight.do you wanna go?
B: sorry. I ain’t that into party or stuff. I’m gonna stay in and watch TV
B: شرمنده. من اونقدار اهل مهمونی و این چیزا نیستم. خیال دارم بمونم خونه و تلوزیون تماشا کنم.
نکته۱: توضیح or stuff تو شماره ی بعدی.

 

مثال: many young Americans are getting into hip hop music
” بیشتر جوونای امریکایی پایه ی اهنگ های هیپ هاپن”

 

- معنی دوم get into اینه: “خود را درگیر چیزی کردن”
مثال: are you sure you know what you’re getting into
” مطمئنی که میدونی داری خودتو درگیر چه کاری می کنی؟”

 

I didn’t know what I was getting into
از عبارت مصطلح I didn’t know what I was getting into وقتی استفاده می کنیم مثلا می خوایم کاری یا لطفی برای کسی بکنیم اما نمیدونستیم که این کار خیلی برامون گرون تموم میشه! یا کار خیلی سختیه و با گفتن اون عبارت مصطلح یه جورایی از اون طرف گلایه می کنیم. معنیش هم این میشه: “من چه می دونستم که قرار خودمو درگیر چه کاری کنم” یا “من چه می دونستم که قراره تو چه هچلی بیوفتم”
“مثال: I didn’t know what I was getting into when I agreed to give you a hand
“اخه من چه می دونستم قراره چه مصیبتی بکشم وقتی موافقت کردم که بهت کمک کنم”

 

* یه اصطلاح معروف دیگه ای که میشناسم و با این مفهوم get into مترادفه اینه: let in که به صورت let oneself in for sth بکار میره.
Let in: یعنی کاری رو بکنی یا خودتو درگیر چیزی یا کاری بکنی که ممکنه بعدها واست دردسر شه
مثال:
When I accepted to help him, I kept thinking why on earth did I let myself in for it
” وقتی که قبول کردم که بهش کمک کنم مدام تو این فکر بودم که اخه چرا خودمو تو همچین هچلی انداختم”

 

مثال:
When I decide to create the blog I had no idea what I was letting myself in for! (Just kidding!)

 

- و سومین معنی get into اینه: put clothes on یعنی لباس پوشیدن که البته مفهوم دقیقش اینه: “لباسی رو به زور پوشیدن(چون دیگه براتون کوچیک شده)
مثال: I can’t get into these pants anymore
من دیگه نمیتونم (حتی به زور) این شلوارها رو تنم کنم”
نکته: امریکاییا برای واژه ی “شلوار” بیشتر از pants و بریتانیایی ها بیشتر از trousers استفاده می کنن. البته بریتانیایی ها هم از pants استفاده می کنن اما نه برای شلوار بلکه برای “بیژامه یا شلوار راحتی”.

 

2- or stuff
Or stuff و یا or something رو من ترجمه می کنم: “یا یه چیزی تو همین مایه ها” و “این جور چیزا”
مثال:here’s some money. Get yourself a sandwich or something
” بیا این پولو بگیر. واسه خودت یه ساندویچی چیزی بگیر”
“یه ساندویچی چیزی” یعنی ساندویچ یا هر چیزی دیگه ای که دوست داشتی بگیر که با اوردن or sth دیگه جزئیات رو ذکر نمی کنه.

 

مثال: her name was Judith, or Julie, or something
” اسمش جودیس یا جولی یا یه چیزی تو همین مایه ها بود”

right up alley

۱- get the hang of sth یعنی اینکه بدونی چطور کاری رو انجام بدی یا اینکه بدونی چطور از چیزی استفاده کنی که اصطلاحا تو فارسی گفته میشه: “قلق کاری/چیزی رو پیدا کردن”
مثال: I can’t to get the hang of this game
” به نظر نمیتونم قلق این بازی رو پیدا کنم”
مثال: it seems difficult at first, but you’ll soon get the hang of it
“شاید اولش به نظر مشکل بیاد اما خیلی زود قلقشو پیدا می کنی”

 

2- تو فارسی وقتی می خوایم بگیم که کسی تو انجام دادن کاری ماهره و به انجام دادن اون کار علاقه منده ، اصطلاحاً میگیم “اون کار خوراکشه”
تو انگلیسی هم برای اینکه بگین ” انجام دادن فلان کار خوراکمه” یا به عبارت دیگه “راست کار خودمه” یا “کاری برای کسی مناسب بودن” می تونین از right up to sb’s alley یا right down to sb’s alley استفاده کنین.
نکته:
۱- اصولا اون دسته از اصطلاحاتی که هم با down ساخته میشن و هم با up ، مثل همین right up/down sb’s alley ، اونایی که با down بکار میرن تو گفتگوهای slang و خیلی خودمونی استفاده میشن اما اون اصطلاحاتی که با up بکار میرن ، تو گفتگوهای روزمره بیشتر استفاده دارن.
۲- استفاده از right هم اختیاریه که تو گفتگوهای روزمره بیشتر right رو بکار نمی برن.
مثال:  fixing TV or stuff is down to Jim’s alley
” تعمیر تلوزیون و اینجور چیزا خوراکه جیمه”

 

مثال:  Harry knows a lot about computers and software or something. This job is right up his alley
” هری در مورد کامپیوتر و نرم افزار و این جور چیزا اطلاعات زیادی داره. این جور کارا خوراکشه.”

April fool

۱- “تو باید شیرین صدتا رو داشته باشی”!! (بخشی از دیالوگ بابا اتی موقع خواستگاری از خواهر شاه!)
همین جمله ی بالا رو میشه اینطوری هم نوشت: “تو باید کم کم ۱۰۰ سال داشته باشی”. به عبارتی “شیرین” یعنی “حداقل”. تو انگلیسی هم به نظر من بهترین معادلش اینه: a good
A good: at least
مثال: you’d be a good 100

 

2- تا بحال RSVP به چشمتون خورده یا شنیدن؟ این واژه ی اصالتا فرانسوی! معمولا بیشتر تو نامه های دعوت (دعوت به عروسی و …) دیده میشه و منظور میزبان اینه که “لطف کنین و خبر بدین که تشریف میارین یا نه”. RSVPهم به صورت اسم و هم به صورت فعل میاد مثلا وقتی میگیم sb RSVP’s یعنی اون شخص اطلاع داده که می خواد بیاد یا نیاد. پس اومدن RSVP تو نامه یعنی شما باید حتی اگه نمی خواین به اون مراسم برین هم باید اطلاع بدین. البته نه فقط تو نامه بلکه تو ایمیل و یا اس ام اس هم میشه استفاده کرد.
مثال: don’t forget to RSVP by April fifth
” فراموش نکنین که تا پنجم اوریل اطلاع بدین که می تونین بیاین یا نه”

مثال: eighteen people still haven’t RSVP’d for the wedding
هنوز ۱۸ نفر اطلاع ندادن که به جشن عروسی میان یا نه”

مثال: I’m RSVPing yes
” ما میایم”

 

3- گفتم April یاد یه چیزی افتادم. می دونستین اولین روز اوریل روزیه که مردم به شوخی به همدیگه کلک میزنن یا مثلا چیزی میگن که طرف رو سر حد مرگ! بترسونن. مثلا به یکی زنگ میزنن میگن فلانی شوهرت تصادف کرد با اسفالت یکی شد! فقط واسه شوخی! اسم این روز رو گذاشتن April fool . این مکالمه ی رو بخونین:

teenager: hey dad, mom. I’m knocked up
mom: what? You mean you’re pregnant! I don’t believe it!
teenager: April fool’s day! I’m just kidding

teenager: هی بابا مامان ، من حامله ام!
mom: چی؟ میگی حامله! باورم نمیشه!
teenager: امروز روز April fool. داشتم سر به سرتون میذاشتم!
* knocked up (البته به نظر و تشخیص خودم خصوصا از رو فیلمی به همین نام) بیشتر اشاره داره به بارداریه غیرمنتظره یا همون ناخواسته.