با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید

به ۵ مرد زرنگ و کاری و یا یک خانوم نیازمندیم!

سلام به همگی

با اینکه اصلن اپم نمیومد! و زیاد روبه را نبودم ولی سوژه با پای خودش اومد افتاد تو تور!

قبل از اینکه این پست شروع شه دوستان ببخشن اگه تو این چند روزه نتونستم جواب تماس هاشونو بدم. خواهشن فقط در موارد اضطراری و بحرانی! از تماس تلفنی استفاده کنید. اگه ایمیل بزنید تو کمتر از چند ساعت جوابتونو میدم. همونطور که تو صفحه ی فروشگاه هم گفتم شماره تماسمو گذاشتم فقط برای اینکه اس ام اس بدین. البته من توصیه می کنم که از همون ایمیلی یا بخش تماس با ما اقدام کنید وگرنه به این اس ام اس اعتباری نیس. نرسید نرسید دیگه!

تو فکر استخدام یه منشی خوبم که بتونه همزمان هم جواب ایمیل ها ، هم جواب پیام ها ، هم جواب نظرات ، هم جواب اس ام اس ها و هم جواب تماس ها رو بده. عنوان این پست به همین موضوع اشاره داره! با شروع تبلیغات سایت تو سایت های p30download.com و tooptarin.ir استخدام یه منشی خوب فکر بدی نیس!

.

دیروز داشتم یه فیلمی با زیرنویس فارسی میدیدم که به مورد پایین برخوردم:

.

شخص اول: let’s visit Sarah on the way

شخص دوم: no, we’re late already

و ترجمه اش هم به این شکل بود:

شخص اول: بیا سر راه یه سری به سارا بزنیم.

شخص دوم: نه دیرمون شده

.

الان فکر می کنید که کجای این ترجمه مشکل داشته که من به این بدبخت گیر دادم!

در واقع قضیه مربوط به واژه ی already ـه که مترجم عزیز already رو به هیچ جاش حساب نکرده بود!! مطمئنم که اکثرتون واژه ی already رو یه واژه ی عجیب می دونین!  با اون کاربرد معروف این واژه که اشاره داره به انجام گرفتن کاری که در گذشته ، اشنا هستین. اما اینجا مفهومش فرق می کنه.

من هم عبارت بالا رو ترجمه می کنم:

شخص اول: چطوره سر راه یه سری به سارا بزنیم.

شخص دوم: نه ، همینجوریشم دیرمون شده.

.

خب ترجمه ی منو دیدین و متوجه این کاربرد جالب already شدین.

Already رو میشه “همین جوری هم” یا “الانش هم” معنی کرد.

.

مثال: the building already has already cost me way too much money as it was supposed to

“این ساختمون همینجوریش هم خیلی بیشتر از اون چیزی که قرار بود ، برام هزینه برداشته.”

.

فکر کنم که کاملا با این مفهوم already اشنا شدین. حالا برای اینکه خوب این موضوع براتون جا بیوفته یه سری به دیکشنری های انلاین بزنین و مثال های اونارو هم بخونین.

.

ما که تا اینجا اومدیم! پس بهتره دیگر کاربردهای جالب already رو بررسی کنیم.

۱- یه کاربرد معروف دیگه ی already که حتما خیلیاتون باهاش اشنا هستین ، اینه که بگیم اتفاقی خیلی زود انجام گرفته به عبارتی یه جورایی اضهار تعجب می کنیم.

مثال: ?are you leaving already

“به این زودی داری میری؟

.

مثال: ?is it five (o’clock) already

 به این زودی (ساعت) ۵ شد؟

.

۲- واژه ی already (به صورت ɔ reddy – aw reddy) تو محاوره دوتا کاربرد خیلی رایجی هم داره که شاید خیلیاتون باهاش اشنا نباشین.

- یه کاربردش برای وقتیه به جمله مون یه شدت و هیجان خاصی بدیم! یا به عبارتی بگیم که کاری که از کسی خواستیمو باید سریع انجام بده.

مثال: Come on! Let’s go already

زودباش! بیا زود بدیم.

.

مثال: what are you waiting for? There’s a lot to do. Get busy already

“ده معطل چی هستی؟ یه عالمه کار داریم. زودباش مشغول شو”

(wait از نظر لغوی یعنی منتظر شدن اما میشه باهاش مفهوم معطل شدن رو هم منتقل کرد.

مثال: sorry if I kept you waiting  

ببخشید اگه معطلت کردم)

.

.

- کاربرد دوم already معادله با “yeah” یا “for sure”. در واقع برای “موافقت کردن” ، “قبول کردن” ، “پاسخ مثبت دادن” بکار میره. این اصطلاح در واقع کوتاه شده همون عبارت معروف I know already و you know already ـه.

?A: would you like some more coffee

!B: already

A: یکم دیگه قهوه میل داری؟

B: معلومه!

.

!A: your son is so bright! Knock on wood

!B: Already

A: بزنم به تخته! پسرت خیلی باهوشه!

B: معلومه!

.

خب طبق معمول خواستم یه نکته ی کوچولو در حد چند سطر بگم اما باز چندتا نکته از بغلش زد بیرونو دست اخر یه رمان از اب در اومد! چه کنیم دیگه! دیگه!

.

.

.

خدایــــــــــــــــــــــــا

بابـــــت آن روز که ســــــرت فریاد کشیدم ، متــــــــــــاسفم

من عصــــــــــبانی بودم

برای انــسانی که تو می گفتی ارزشــش را ندارد

و من پا فــــــــــــــــشاری کردم

تابلو!

وقتی می خوایم بگیم چیزی خیلی مشخص و واضحه ، اصطلاحا میگیم: “تابلوئه”. خب حالا بیاین این اصطلاح جالب رو تو انگلیسی امریکایی به عنوان اولین پست سال ۹۱ بررسی کنیم.

“تابلو بودن” تو فارسی مفاهیم و کاربرد های مختلفی داره.

یکی از اصطلاحاتی که به همین موضوع اشاره داره اینه: stick/stand out a mile

It stood out a mile that she was lying

 ”از دور داد میزد (خیلی تابلو بود) که داشت دروغ می گفت”

.

.

گاهی تابلو بودن به این اشاره داره که فهمیدن جواب چیزی خیلی اسونه.

No-brainer برای همین موضوع بکار میره. No-brainer اسمه.

مثال:

B: Who do you think is better-looking, Jennifer Lopez or Jessica Alba?

A: That’s a complete no-brainer! Jessica Alba is much hotter!

A: به نظرت کدوم یکی خوشگل تره، جنیفر لوپز یا جسیکا البا؟

B: این که خیلی تابلوئه! جسیکا البا جذاب تره!

*نکته: Mindf**k هم در مقابل no-brainer قرار داره.

.

.

و اصطلاح بعدی که به همین منظور به کار میره اینه: giveaway (اسمه). وقتی میگیم چیزی giveaway ـه یعنی اون چیز باعث لو دادن اصل قضیه و نمایاندن سر درون طرف میشه!

مثال: Vince was lying. His red face was a dead giveaway

” وینس داشت دروغ میگفت. اون قیافه ی سرخش بدجوری تابلو کرده بود (خیلی تابلو بود)”

.

مثال:

He’s been smoking dope. His glazed eyes were a clear giveaway

” از اون چشای خمارش تابلو بود (میشد فهمید) که dope مصرف می کنه (می کشه)”

.

* نکته ۱: پس یادتون باشه که برای تاکید رو giveaway ، از clear یا Dead استفاده کنین.

* نکته ۲: giveaway یه معنیه دیگه ای هم داره و اون اینه که به چیزی گفته میشه که کمپانیها رو محصولاتشون به عنوان هدیه به مشتریاشون ارائه میدن که میگیم “اشانتیون”

مثال: there’s a free CD with our magazine next month as a giveaway

” مجله ماه اینده قراره یه سی دی به عنوان اشانتیون داشته باشه”

نکته۳: dope دو تا معنی رایج داره. یکی به عنوان اسم یعنی مواد مخدر (نوعی ماده ی مخدر) و به عنوان صفت هم با awesome ، the bomb ، cool مترادفه به معنی خفن ، معرکه ، باحال

.

.

بیشتر معتادا با اینکه تابلو اند ولی ارزش هنری ندارند!

copy

۱- ماها معمولا به هر کارتی که امکان خرید با اونو داشته باشیم میگیم: credit card

اما باید بدونین که معمولا به کارت های بانکی دیگه credit card نمی گن و به جاش از عبارت cash card استفاده می کنند.

پس:

کارت های بانکی: cash card

کارت های اعتباری مثل credit card : visa card , master card , American express

.

.

2- اگه از بیننده های فیلم های پلیسی مثل سریال ۲۴ یا سری بازی های call of duty باشین حتما متوجه شدین که بعد از تموم شدن مکالمه با بیسیم ، این عبارتو به کار میبرن: copy that

Copy تو مکالمات بیسیم (رادیویی) به معنیه “دریافت کامل و واضح سیگنال ارسالی” ـه. پس ?do you copy یعنی “شنیدی؟” ، “دریافت شد؟” ، “مفهومه؟” . و عبارت copy that یعنی “سیگنال دریافت شد” ، “فهمیدم” ، “مفهومه”.

.Pilot: sir, we’re about to drop nuclear payload. What’s the order? Over

.HQ: negative, you got to return to base immediately. We’ve got a sandstorm headed your way

?Repeat, that’s a negative, return to base immediately. Do you copy

Pilot: copy that HQ. Returning to base

- خلبان : قربان داریم بمب اتمی رو پرتاب می کنیم. دستور چیه؟ تمام.

- مرکز فرماندهی :(پاسخ) منفیه. هرچه سریع ترین به پایگاه برگردین. ما متوجه حرکت یه طوفان شن در مسیر شما شدیم.

 تکرار میشه، پاسخ منفیه. هرچه سریع تر برگردین به پایگاه. دریافت شد؟

- خلبان : مرکز دریافت شد.داریم برمی گردیم

نکته : HQ مخفف Headquarters ـه.

.

.

ته نوشت:

۱- خاطرات بچه های وبلاگی:

داشتم پروژه دانشگاه رو درست میکردم بابام اومد تو اتاقم گفت:این چیه؟

گفتم:یه قطعه الکتریکی.

گفت: کارش چیه؟  گفتم:توضیحش سخته.

زارت گذاشت زیر گوشم و گفت: فکر کردی اون موقع که ۳ سالت بود و میپرسیدی بابا من چطور درست شدم توضیحش آسون بود ؟!

.

۲- دقت کردین:

اگه بچه ها لیوان بشکنن : ای دست و پا چلفتی …

-اگه مامانه بشکنتش : قضا بلا بود

-اگه باباهه بشکنتش : این لیوان اینجا چیکار میکنه…!!

.

۳- ادما اون چیزی نیستن که تو یکی دو دیدار اول نشون میدن. کمی فرصت بدین ، شاخ و دمشون رو هم می بینین!

sitting

تو یکی از فیلما مترجم take a seat رو معنی کرده بود: “بگیر بشین”

خب در حالت کلی معنیه درستیه اما باید به این نکته دقت داشته باشین که take a seat یه عبارت formal و مودبانه اس در حالی که “بگیر بشین” تو فارسی یه عبارت informal ـه و حتی گاهی بار منفی داره. شاید بگین که چه فرقی داره “بگیر بشین” ترجمه شه یا هرچیز دیگه ای ، مهم اینه که اون مفهوم رو میرسونه. خب این درست ولی تو کشور ما خیلیا هستن که انگلیسی رو از طریق دیدن فیلم با زیرنویس فارسی یاد میگیرن و وقتی تو اون حالت take a seat رو با “بگیر بشین” تو ذهنشون نگه میدارن و اگه فردی تو یه موقعیت واقعی informal باشه و با همون دید از take a seat استفاده کنه شاید چندان خوب نباشه.

پس از take a seat یا have a seat برای اینکه محترمانه به کسی بگیم که بشینه استفاده می کنیم. تو حالت عادی هم از sit یا sit down (تلفظ شه سیداون نه سیت داون!) استفاده میشه. تو حالت خیلی خودمونی تر و دوستانه میتونین از اصطلاح “park yourself” و یا از شکل جم و جور ترش یعنی از ” park it ” استفاده کنین.

ضمنا بد نیست اینم بدونین که اگه وارد یه مکانی شدین و عده ای به احترام شما از جاشون بلند شدن ، می تونین از be seated, please یعنی ” خواهش می کنم بفرمائید (بشینید)” استفاده کنین.

.

.

مردان پیامبر شدند؛
و زنان مادر؛
قداست پیامبران را توانسته‌اند به زیر سوال ببرند؛
ولی قداست مادران را هرگز..!

graduate

اولین بار چند سال پیش بود که تو یه فیلمی با یه نوع از کاربرد graduate برخوردم که کمی گیج کننده بود و جالب اینجا بود که جز دیکشنری اکسفورد ، هیچ دیکشنریه دیگه (چه کتاب ، چه انلاین و چه نرم افزار) هیچ کدوم حتی به صورت جزئی هم اشاره بهش نکرده بود.

موضوع از این قرار بود که یکی از شخصیت های فیلم یه همچین جمله ای میگه:

I graduated college last year

طبیعیه که خیلیاتون جمله ی بالا رو به این صورت صحیح می دونین:

I graduated from college last year

در واقع بحث سر حذف شدن کلمه ی from ـه. بطوریکه الان بعده اون مدت می تونم بگم که این حذف from تو انگلیسی امریکایی خیلی خیلی رایج شده.

دیکشنری اکسفورد به همین حد بسنده کرده که این نوع کاربرد graduate تو انگلیسی امریکایی رایجه.

.

.

ته نوشت:

۱- خیلی کوتاه و مفید! می دونین که من همیشه پستام طولانی و خیلی جامع هستن چون نمی خوام نکته ای در مورد اصطلاح اون پست نگفته بمونه. بماند که تو هر پست از بغل هر اصطلاح ، چندتا اصطلاح دیگه بیرون میزنه! و منم باز مجبورم هر کدوم از اونا رو با مثال توضیح بدم.

اما حالا تصمیم دارم زود به زود اپ کنم و در عوض کوتاه بنویسم. کوتاه تر از فاصله ی چشمام تا نوک دماغم!

امضا، “پینوکیو” !

.

۲- راستش الان من به این نتیجه رسیدم که اگه از اینجا (تبریز) با پای پیاده بسته ها رو بیارم دم در خونه هاتون تحویل بدم ، زودتر به دستتون میرسه! ببخشین بابت تاخیرهایی که در تحویل بسته ها پیش اومده. و یک بار دیگه میگم که این تاخیر ها از طرفه پسته نه از طرف ما.

.

۳- این درسا بودن که قولشونو داده بودم که بزارم واسه دانلود. اره همونا! فقط یه ریزه کاریاشون مونده. این درس ها به صورت ترتیبی ضبط و ارسال شدن ولی من به صورت رندوم تو سایت قرار میدم.

.

۴- خاطره ی یکی از بچه های وبلاگی:

گوشیمو تو ماشین بابام جا گذاشتم از خونه براش زنگ زدم بهش میگم:

گوشیم تو ماشینت جا مونده ، زنگ خورد جواب ندیاااا !

بابام گفت اخه مگه من بیکارم جواب زنگ گوشی تو رو بدم؟

گفتم خب حالا چرا عصبانی میشی ، کسی زنگ نزد؟

گفت نه فقط نازی اس داد گفت غروب میاد دنبالت برین بیرون گفتم وقت نداری سرت شلوغه.

گفتم واسه چی اینو گفتی ؟

گفت چون قبلش به نسترن قول دادم برین خرید!

.

Stay tuned

Love ya’ll lots, Hamed